گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

این سایت زیرنظر مجمع جهانی خادمین شهدا، به صورت اتش به اختیار مدیریت می شود.

شهید ابراهیم باقری

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۰ ب.ظ



============>🔹🌹🌹
🇮🇷#ایران

معلومات شخصیة الشهیدة فی  
حَرب مقدسة(الحرب بین عراق و ایران )

الاسم :  ابراهیم باقرى زاده  🌹🕊
 
تاریخ المیلاد : 1958 مارس 21

تاریخ الشهادة : 1987 کانون الثانی 9

محل الشهادة : ایران-شلمجه

کیفیة  الشهادة : غیر معروف

المنصب : قائد الکتبیة  الامام الرضا (ع)

============>🔹🌹🌹

personal identification of
martyr: Holy defence

 Name: Ebrahim Bagherizadeh🌹

Date of birth:21/3/ 1958

Date of martyrdom:9/1/1987

place of martyrdom: Shalamcheh , Iran

The way of martyrdom: unknown

Rank : Imam Reza (AS)battalion commander

 ~~~~~~~~~~~~🔹🔹🌹
🌐گنجینه اطلاعات شهدای جهان اسلام
==========================
 شهداء کنوز المعلومات فی العالم الإسلامی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
🌐Martyrs of the Islamic world's information treasures
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
زندگینامه ومعرفی کانال شهید⏬
 

 http://ادرس وبلاگ
 martyrsofislamicworld.blog.ir


#شهید_ابراهیم_باقری_زاده

#معرفی_نامه

📝سردار شهید ابراهیم باقری زاده در سال 1337 در کازرون به دنیا آمد. تحصیلاتش در مدارس مجتهد، ادب و هنرستان دکتر شریعتی تا سطح دیپلم ادامه یافت. در عین حال در کنار درس و مدرسه، جهت امرار معاش و تأمین هزینه تحصیل به کارهای مختلفی اشتغال ورزید.

💠معلوم بود دلش اینجا نیست. بعد از شهادتِ محسن، آرام و قرار نداشت. چیزی در سینه اش سنگینی می کرد. می گفت: «داغی که بعد از عملیات فاو بر دلم نشست هنوز شعله می کشد که بعضی از دوستانم راه خودشان را گرفتند و رفتند؛ ما از قافله عقب ماندیم حاجی! سینه ام دارد منفجر می شود؛ می ترسم آخر عقب بمانیم و به خیل این شهدا نرسیم؛ می ترسم فردا فرمانده گردان امام رضا(ع) راست راست بین خانواده های شهدا قدم بزند و آب هم از آب تکان نخورد ... آه ... رضا جان! قربان غریبی ات آقا ...!». و بعد، بغض غریبی گلویش را گرفت و یک قطره اشک داغ، روی گونه هایش غلطید و آب پاکی روی دستش ریخت. آهی کشید و در چشمانم خیره شد. از یک طرف چشم به عملیات فردا دوخته بود و از طرف دیگر دل و جانش در زیر گنبد طلایی امام رضا(ع) پرپر می زد. می گفت: «چندین ماه است که سعادت خاک بوس آقا را نداشته ام. دلم برای زیارت ضریحش یک ذره شده است. خاک جبهه هم که هزار ماشاءالله از سر و شانه آدم بالا می رود؛ عجب دامن گیر است این خاک غریب.

💠انگار همه حرفهای او را فرشتگان آسمان، واژه واژه برای خدا نوشته بودند. وگرنه خاک فاو حداقل برای ما که یک چشممان به دنیا و چشم دیگرمان به عقبی بود آنقدرها هم که او می گفت، دامن گیر نبود.

💠فردای عملیات اولین خبری که مثل موج انفجار توی منطقه پیچید، خبر شهادت ابراهیم بود. تلاش بچه ها برای پیدا کردن پیکر مطهرش بی نتیجه ماند. به گمانم باز مثل دفعه پیش ، پلاکش را دور انداخته بود. اما چند روز بعد، ناگهان همه چیز تمام شد. خبر ابراهیم را از مشهد آورند ... .

💠بگذار خیلی ها خودشان را به ندیدن و نشینیدن بزنند. بگذار چشم های ظاهر بین خیلی ها این امدادها و این کرامات را نادیده بگیرند. باور کنید بچه های ستاد معراج خودشان باورشان نمی شد که تابوت فرمانده گردان امام رضا(ع) را با شهدای مشهد مقدس اشتباه بگیرند. به هر حال اشتباه یا درست تا به خودشان آمدند، پیکر چاک چاک ابراهیم، به مشهد مقدس رسیده و ضریح مطهر آقا را هفت بار طواف کرده بود و شاید اگر پیگیری بچه های لشکر نبود ابراهیم برای همیشه در جوار شهدای گمنام مشهد، آرام می گرفت.

💠آری این گونه در ناباوری تمام، ابراهیم بعد از زیارت آقا به دوست دیرینه اش شهید محسن خسروی و دیگر شهدای جان بر کف کازرون پیوست.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی