گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

این سایت زیرنظر مجمع جهانی خادمین شهدا، به صورت اتش به اختیار مدیریت می شود.

مصاحبه از خواهر بزرگوار شهید محسن حججی

سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۴۴ ب.ظ

#گزارش

◀️ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا،

مصاحبه ای به صورت پرسش و پاسخ ، توسط خادم الشهید وصالی  ، با خواهربزرگوار شهید محسن حججی در گروه این مجمع برگزار گردید.



#خبرگزاری_پانا
🅿️ @panaeitaa

س:
بسم رب الشهدا

من عذر میخوام بابت تاخیر به وجود آمده

خواهرم اگه آماده اید شروع کنیم

ج:
سلام و عرض ادب
 بفرمایید درخدمتم

س:
من ازتون ممنونم که دعوتمون رو قبول کردید

بزرگواران خواهش میکنم تا آخر گفتگو پستی ارسال نکنید

1:لطفا اول خودتون رو معرفی کنید؟؟؟؟

ج:
بنده فاطمه حججی فرزند آخر خانواده هستم

س:
2:تاریخ تولد و مکان تولد شهیدتون برامون بگید لطفا؟؟؟؟

ج:
شهید محسن حججی متولد ۲۱ تیر ۱۳۷۰ هنگام اذان ظهر در  نجف آباد اصفهان به دنیا اومدن

س:
3:چند فرزندهستید؟؟؟؟شهید فرزند چندم هستند؟؟؟؟

ج:
۵ فرزند هستیم آقا محسن فرزند سوم هستند

س:
4:فاصله سنی شما و شهید چندسال است؟؟؟

ج:
من ۳ سال کوچکتراز آقا محسن هستم

س:
5:از خاطره های مشترک کودکیتان با شهید بگویید؟؟؟

ج:
آقا محسن واقعا خوش اخلاق و مهربون بود چون فاصله ی سنی مون کم بود باهم خیلی بازی میکردیم همیشه از مدرسه که میومد منو رو کولش سوار میکرد و باهام بازی میکرد همیشه جلو آینه وایمستادو مداحی میکرد ماهم دنبالش میدویدیمو باهاش میخوندیم

س:
6:فضایل و صفات اخلاقی شهیدتان را بیان کنید.

ج:
مهم ترین صفت اخلاقی که داشتند اون احترامی بود که به پدرو مادر می گذاشت هرروز که میومد خونه ی پدرو مادرم دستشون رو میبوسیدن حتی اگه روزی چند بار میومدن هرچند بار دسته پدرومادرم رو می بوسید.
یه ویژگی اخلاقیه بارزه دیگه ای ک داشتند اون اخلاصی بود ک داشت کاری ک انجام میداد هدفش فقط و فقط رضای خدا بود هیچکسی نمیفهمید ک چه کارایی میکرد اون نیتی ک داشت فقط خدا بود

تودوران سربازی پادگانشونو تبدیل کرده بود به کتابخونه
اعتقاد داشت کتاب معرفت آدمو میبره بالا

آقا محسن کلا خیلی فعال بود از دوران دبیرستان ک وارد موسسه ی شهید کاظمی شد اردوهای جهادیشونم شروع شد مدرسه سازی میکردن مسجد میساختن تو یکی از روستاهایی که رفته بود اونجا مسجد می ساختند نماز خوندن  یادشون داده بود و اولین نماز جماعت هم به امامت خودش برگزار شد
 
خیلی هم فعال بودن تو زمینه ی کتاب
هم زیاد کتاب میخوند هم کتاب خوندن رو ترویج میداد بین همه

س:
8:شهید در چه سنی ازدواج کردند؟؟؟؟
نحوه آشناییشان با همسرشان چگونه بود؟؟

ج:
شهید ۲۱ سالش بود ک ازدواج کرد تو یه نمایشگاه کتاب که خودشون از طرف موسسه زدن و همسرشونم اونجا فعالیت میکرد باهم آشنا شدن

س:
9:مهریه همسر شهید چه بود؟؟؟؟
واکنش شهیدتان نسبت به این مهریه چه بود؟؟؟
ج:
۱۲۴ هزار صلوات
حفظ قرآن با معنی
۱ سکه به یگانگی خدا
خودشون با مشورت هم این مهریه رو گذاشتند

س:
10:دلنوشته هایی از شهیدتان به جا مانده که  نشان از علاقه وتعلق خاطر ایشان به ائمه و شهادت دارد،شما قبل از شهادتشان از وجود این دلنوشته ها مطلع بودید؟؟؟

ج:
نه ماهمه ی دلنوشته ها رو بعداز شهادتشون دیدیم خیلی زیاد دلنوشته داشتن که واقعا به خاطره اون ارادت و عشقی بود ک به خدا و ائمه داشتن

س:
11:به کدام یک از ائمه ارادت بیشتری داشتند؟ ؟؟؟

ج:
به همه ی ائمه ارادت داشتند بیشتر از همه به حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع)و امام حسین(ع)
به خاطر همین حدیث کسا هم زیاد میخوند با زیارت عاشورا

س:
12:عکس العمل شما در برابر  تصمیمشان برای رفتن به سوریه چه بود؟؟؟

ج:
بار اول که رفت سوریه ما نمیدونستیم ولی بار دوم ک میخواست بره یک ساعت قبلش اومد خونه ی مادرم من اونجا بودم گفت من دارم میرم سوریه دیگه زنگ زدم به خواهرام گفتم و کلی گریه کردیم چون واقعا به دلمون رسیده بود که این رفتن محسن دیگه برگشتی نداره و این خدافظی خدافظی آخره واقعا چشماش و همه ی حالت هاش مثل شهدا شده بود دیگه دل نداشت برا پر کشیدن و رسیدن به خدا

وقتی داشت میرفت بهمون پیام داد اگه غم و اندوهی به دلتون اومد به یاده غم و اندوه و مصیبت حضرت زینب بیفتید  و خودتونو با خوندن قرآن آروم کنید

س:
13:در چه تاریخی برای اولین بار عازم سوریه شدند؟؟؟
در کدام منطقه مستقر شدند؟؟؟

ج‌:
اولین بار ساله ۹۴ رفت

کلا دوبار رفت سوریه ساله ۹۴ و ۹۶

س:
آخرین دیدار

14:لطفا داستان اتیکتی که روی لباس برادرتان بود را برایمان بگویید.

ج:
روی اتیکت لباسش نوشت جون خادم المهدی
جون یکی از یاران امام حسین بود ک طبق روایتا امام حسین جون رو خیلی دوست داشته و خیلی عزت به اون داده چون جون خیلی خالص بوده
محسنم دوست داشته مثل جون برای امام زمان باشه

س:
15: از انگشتری بگویید که داعش با خود برده بود.
ج:
روی نگین انگشترش یا زهرا حک کرده بوده ک داعش با دیدن اون حرص بخوره و اینجوری ارادتشو به حضرت زهرا نشون بده

س:
16:چگونه خبر اسارتشان را شنیدید؟؟
در آن لحظه چه حسی داشتید؟؟؟

ج:
روز سه شنبه وقتی بیرون بودم خالم زنگ زده بود به همسرم گفته بود من تا همسرمو دیدم گریم گرفت فهمیدم یه خبرایی شده تا رفتیم خونه مامانم شنیدیم ک محسن اسیر شده واقعا اون لحظه حس کردم دنیا رو سرم خراب شده اصلا نمیدونم چجوری توصیفش کنم واقعا روز خیلی بدی بود تک تک کانال ها رو میگشتم تا عکسشو پیدا کنم وقتی پیدا کردم حس کردم نفسم واسه یه لحظه قطع شد
ولی وقتی اون شجاعت و صلابتشو دیدم دلم اروم گرفت

س:
19:چطور از خبر شهادتشان مطلع شدید؟؟؟
ج:
راستش اسارت برامون خیلی سخت بود نصف شب رفتیم سر مزار شهدای گمنام اونجا بود ک خبر شهادتشو از طریق اینترنت فهمیدیم تو یکی از کانال هاگذاشته بودند از یه طرفی دلمون آروم شد که دیگه شهید شده و اسیر نیست از طرف دیگه هم واقعا از اینکه دیگه نمیبینیمش ناراحت بودیم

س:
20:در معراج الشهدا به برادرتان چه گفتید؟؟؟

ج:
تو معراج الشهدا فقط ازش خواستم که شفاعته ماروهم پیشه امام حسین بکنه

س:
21: آیا تا به امروز خوابشان را دیده اید؟؟
اگر بله میشود برایمان تعریف کنید؟؟

ج:
چند باری خوابشو دیدم یکیشو اگه بخوام بگم اینه ک مادرم خیلی بی تابی میکرد میگفت نکنه محسن درد کشیده موقع شهادتش خیلی اذیت میشد همون موقع ها بود ک خواب دیدم ازش پرسیدم محسن واقعا دردی نکشیدی لبخند زدو گفت حتی یه ذره هم دردی احساس نکردم چند بار گفت با همون آرامش و لبخندی که داشت

س:
22:اگه شهید وصیت نامه داشتند ممنون میشم برامون بفرستیدش.

23:به عنوان خواهر شهید در این وضع کشور چه توصیه ای به هم وطنانمان دارید؟؟؟؟

ج:
توصیه ی من به همه ی خانوم هااین هست که واقعا ما حداقل کاری ک میتونیم تو این جامعه با این اوضاع بکنیم اینه که چادرمون که نشانه ی چادر مادرمون حضرت زهرا هست رو حفظ کنیم

ان شاالله که بتونیم تو این دوران آخرالزمان پیش امام زمانمون روسفید بشیم
توصیه ای که به همه به عنوان یه خواهر کوچکتر دارم این هست که حتما کتاب هایی ک درمورد شهدا هست رو مطالعه کنیم و الگوی زندگیمون قرار بدیم


سوال کاربر

میشه ازشون بپرسید که سربازی شهید واقعا بوشهر بوده یا نه؟😔😭

ج:
سربازیشون استان خوزستان شهرستان دزفول بود

سوال  چند کاربر

میشه از خواهر شهید بپرسید چند ویژگی بارز شهید رو برامون بگن؟ ویژگی ها و ارزش هایی که خیلی مقید بودن و خانواده احساس میکنن همون ها موجب قرب بیشتر شهید به خدا شده؟

سوال کاربر
سلام  ببخشید  شهید  حجی  کتابی دارند  اگردادرند بگید تا بخریم  ؟//

ج:
بله تا حالا دو تا کتاب چاپ شده ولی کتاب اصلیشون قراره به زودی چاپ بشه

اون کامله فک کنم واسه سالگرد رو نمایی بشه

خادمین عزیزشهدا
خواهر شهید الان کاری براشون پیش اومده
شما سوالاتتون پی وی اعلام کنید من جوابش رو بهتون اعلام میکنم

ج:
تو سوال های بالا اشاره کردم بیشترین ویژگی که داشتند اون اخلاص و بی ریا بودنش بود و احترام ویژه ای بود ک به پدر و مادرم می گذاشت و این عبادت هاش واقعا خالصانه و برای خدا بود

سوالاتونو بپرسید ان شاالله بعدا سر فرصت جواب میدم
یا علی

س:
خواهرم من ازتون ممنونم که وقتتون در اختیارمون گذاشتید

ان شاءالله که شرمنده شهدای عزیزتون نشیم
التماس دعا


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی