گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

پاسدارشهید یوسف فدایی نژاد

يكشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ ق.ظ

تاریخ تولد:1362/10/26

تاریخ شهادت:1390/6/12

محل شهادت:شمالغرب _سردشت(تپه جاسوسان)

نحوه شهادت: برخورد ترکش خمپاره به ناحیه چپ بدن

درجه: پاسدار_نیروی صابرین

☑️ @khatesorkh1 ‌ ‌ ‌

============>🔹🌹🌹

🇮🇷#ایران

معلومات شخصیة الشهید المدافع عن الوطن

الاسم : یوسف فدائى نجاد 🌹🕊

 

تاریخ المیلاد : 1984 ینایر 16

تاریخ الشهادة : 2011 سبتمبر 3

محل الشهادة : إیران- سردشت

کیفیة الشهادة : تکسیر هاون إلى یسار الجسم

المنصب : الحارس من الصابرین

============>🔹🌹🌹

personal identification of 

martyr: Homeland defender

Name: Yosof Fadaei Nejad🕊🌷

Date of birth:16/1/1984

Date of martyrdom: 3/9/2011

place of martyrdom: Northwest of Sardasht , Iran( spies hill)

The way of martyrdom : hitting by shrapnel shell to the left of the body

Rank : Guard, Saberin force

 ~~~~~~~~~~~~🔹🔹🌹

🌐گنجینه اطلاعات شهدای جهان اسلام

==========================

 شهداء کنوز المعلومات فی العالم الإسلامی 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

🌐Martyrs of the Islamic world's information treasures

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

زندگینامه ومعرفی کانال شهید⏬

 🆔 @martyrs_of_Islamic_world

 http://ادرس وبلاگ

 martyrsofislamicworld.blog.ir

#شهید_یوسف_فدائی_نژاد

#معرفی_نامه

⚜تک تیرانداز گردان صابرین بود و متولد 1362 روستای شاقاجی سنگر از توابع شهرستان رشت. 

شهید یوسف فدائی نژاد در سال 85 به عضویت سپاه پاسداران در آمد و در یگان ویژه صابرین مشغول به خدمت شد.

⚜او همچون دیگر همرزمان شهیداش، در عملیات ویژه سپاه جهت پاکسازی مناطق غرب کشور از ضد انقلاب و در درگیری با گروهک پژاک در 12 شهریور سال گذشته، در منطقه جاسوسان شهرستان سردشت بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر، صورت و بازو به شهادت رسید و بدن مطهرش بنا به وصیت خودش در بقعه متبرکه آقا سید ابراهیم سراوان مدفون شد.

#مادر_شهید

⚜ یوسف فردی متدینی بود. در خانواده رفتار و کردارش نیک بود . فرد با محبتی بود، به من و پدرش احترام زیادی می گذاشت. 

دائم الذکر بود و یاد خدا همیشه همراهش بود. علاوه بر انجام واجبات، نسبت به انجام مستحبات هم بسیار مقید بود تا جایی که اعمال مستحبی که انجام می داد خیلی زیاد بود.

قاری قرآن بود و قرآن را به خوبی تلاوت می کرد. اهل نماز شب و دیگر مستحبات بود. غسل جمعه اش تقریبا ترک نمی شد. هر وقت هم که برای مرخصی می آمد، سعی می کرد که در نماز جمعه که در سنگر برگزار می شد شرکت کند. 

⚜یوسف در دوران کودکی و اوایل نوجوانی به همراه برادرش عضو پایگاه امام سجاد (ع) دهبنه شده بود و از همان زمان در کلاسهای قرآن، احکام و اخلاق مسجد امام رضای دهبنه شرکت می کرد.

⚜از همان زمان نسبت به انجام واجبات دقت داشت. وی از همان زمان فرد مقیدی بود. یادم هست که تقریبا از پانزده سالگی به بعد یک تسبیح هزار دانه گرفته بود و با آن ذکر می گفت. گاها در نماز شب به سجده می رفت و با همان تسبیح ذکر می گفت و تا تمام نمی شد سر بلند نمی کرد. حالا اگر مثلا چند ساعتی طول می کشید، تفاوت نداشت آنقدر ادامه می داد تا ذکر تمام شود. 

⚜به سوره یاسین هم علاقه زیادی داشت. هر وقت فرصتی دست می داد، می نشست و یاسین می خواند. به من هم وصیت کرده که برایش یاسین بخوانم.

⚜تقرّب به مقام عبودیت ...

برخی خصلت ها رو شهید فدائی نژاد برای قرب الی الله توی زندگیشون عملی کردن که بیان آن برای ما درس آموز هست .

⚜شهید همیشه از مادرش درخواست دعای ویژه داشت و می گفت : مادر برام دو تا دعا بکن : یکی این که چشمهام پاک باشه و آقا امام زمان (عج) رو ببینم و دوم هم اینکه شهادت رو خدا نصیبم کنه ... 

⚜ نتیجه متخلق شدن به خلق احسن و الهی هم این بود که خدا یوسف خودش رو بار دیگر برای ماموریت مهمی انتخاب کرد ! برادر شهید (جواد آقا) از بدو ورود آقا یوسف به یگان صابرین خیلی تلاش کرد تا برای اینکه آقا یوسف از مادر و پدر دور نباشه به سپاه گیلان بیاد ولی هر چه کرد نشد در همین موضوع اتفاق عجیب دیگر هم این بود که دو نفر دیگه انتقالیشون جور شد ولی انتقالی شهید فدایی نژاد مدام به مشکل می خورد ؛ شهید فدایی هم به برادرشون گفتند : حتما خیری هست توی موندنم ! من چه میدونم حکمت خدا چیه؟ با این حال حتی اگه جور بشه بیام گیلان هم نمیام!

انگار بهشون الهام شده بود که آخر این راه رسیدن به آرزویش یعنی شهادت است!!!

⚜ آقا یوسف به تحصیل درس حوزه علمیه هم علاقه بسیاری داشت و اینگونه شد که دیگه یک پاش تهران بود و یکپاش قم ، ایشون بصورت پاره وقت به حوزه می رفت و درس حوزه میخوند و اکثراً پنج شنبه و جمعه ها قم بود

⚜چندین نفر از همکاران شهید فدائی نژاد هم این مطلب عجیب رو مطرح کردند ! اونا گفتند :

  ⚜ یه شب قبل شهادت یوسف ما توی آسایشگاه نشسته بودیم . شهید خواب بود ، از خواب بیدار شد و گفت : بچه ها فردا توی سنگر یک گلوله میاد که فقط با من کار داره! 

ما خندیدیم و اگه دوروغ نگیم یکم شهیدو مسخره کردیم! 

اما شهید خیلی جدّی گفت : فردا یک خمپاره میاد تو سنگر و بین شما فقط من شهید میشم!

   ما با حالتی ناباورانه یکم سربه سرش گذاشتم و گفتیم : باز تو هوایی شدی؟ ولی شهید باز جدی و محکم گفت : کسی اگه دوست داره از این دنیا بره فردا کنار من بشینه ...!

   روز فرداش همه چیز عادی بود ! ما تیر میزدیم ! پژاک تیر میزد ! همه چیز مثل همیشه بود که صدای خمپاره ای که از صبح بصورت نامنظم میزد به نزدیکی یکی از سنگرا خورد .... 

ناگهان یکی داد زد ! 

امدادگر ! امدادگر برانکارد ! برانکارد بیارید...

تاگفتن یوسف شهید شده ! نشستیم رو زمین و ناباورانه به سرمون زدیم! راست گفته بود! وااااای خدایا! ...

وقتی شهید فدائی نژاد شهید شد بچه ها دیدن بدنش از ناحیه چپ بشدت آسیب دیده .

 سر و صورتو گردنو بازو ... یازهرا (سلام الله علیها)

 

⚜آقا یوسف بعد از برخورد ترکش های خمپاره کنار سنگر افتاد و ازش بشدت داشت خون می رفت .

ایشون رو روی برانکارد گذاشتن و

تو همون حال در نفس آخر 3 بار گفت یازهرا یازهرا یازهرا ..

واین بود که اسم پر مسمای یوسف زهرا (س) زیبنده یوسف فدائی نژاد شد.

☑️ @khatesorkh1 ‌ ‌ ‌

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی