گنجینه شهدای جهان اسلام

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

هدف این سایت معرفی شهدای جهان اسلام است

گنجینه شهدای جهان اسلام

این سایت زیرنظر مجمع جهانی خادمین شهدا، به صورت اتش به اختیار مدیریت می شود.

۲۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مجمع جهانی وگنجینه شهدای جهان اسلام» ثبت شده است

🌷مشخصات فردی شهید

 شهید دفاع مقدس 

نام:#شهیدمحمودستوده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۰:۰۳
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

دلنوشته فاطیما خانم کرمی 12 ساله

دلنوشته رومیسا کرمی 11 ساله 

گلزار شهدای ،شهرخنداب شهدای محله حصار.استان مرکزی

ارسالی خادم الشهید :چگینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۰۸
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

به گزارش شاهد خبر: 

مدیر مجمع جهانی خادمین شهدا:به برخی بی توجهی ها نسبت به گلزار شهدا واکنش نشان داده و خاطرنشان می کند:

💢 مجاهدت وجوانمردی شهدا علت اصلی ثبات و پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران است.

همدانی افزود: اگر مسئولین در قابل مطالبات ما در مورد بازسازی یادمان و قبور مطهر شهدا سکوت کنند ، بنابه دستور فرماندهی مظم کل قوا به صورت اتش به اختیار گروه جهادی تشکیل می دهیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

💢 مجاهدت و جوانمردی شهدا علت اصلی ثبات و پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران است.

اگر بخواهیم اقتدار و عزت ملی و مذهبی حفظ شود ، ترویج فرهنگ ایثارو شهادت در میان نسل جوان لازم و ضروری است ، تا روحیه سلحشوری و مبارزه علیه کفر جهانی در روح جان ایندگان نهادینه گردد.

این امر در صورتی میسر می شود که متولیان و مسئولین این حوزه به طور عملی از این فرهنگ حمایت نمایند. تا زمانی که شهدای این مرز و بوم در مظلومیت و غربت بسر می برند فعالیت های فرهنگی اثرچندانی نخواهد داشت. روزانه از گوشه و کنار کشور عزیزمان تصاویری ، همراه با دردنامه به دست ما می رسد که دل خادمین را به درد می اورد . رسیدگی به گلزار شهدا باید در اولویت کار نهادهای مسئول باشد تا برنامه های فرهنگی در این راستا نتیجه بخش شود.

امیدواریم مسئولین با همت و پشتکار به غربت این عزیزان پایان دهند .

مجمع جهانی خادمین شهدا افسران اتش به اختیار در همه حال اماده همکاری می باشند.

اگر مسئولین همچنان در مقابل مطالبات ما سکوت یا استدلال های غیر منطقی داشته باشند ، بنابه دستور فرماندهی معظم کل قوا به صورت اتش به اختیار گروه های جهادی تشکیل و به بازسازی یادمان و قبور مطهر شهدا در سطح کشور خواهیم پرداخت . نتیجه عدم پاسخگویی و همکاری نهادهای مسئول به عهده خودشان است .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۰۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

وصالی:

بسم رب الشهدا و الصدیقین 

مصاحبه آنلاین با خانواده شهید جبهه مقاومت اسلامی شهید وحید فرهنگی والا

لطفا تا آخر مصاحبه پستی ارسال نشه 

خواهش میکنم هر سوالی از همسر شهید دارید خصوصی بنده ارسال کنید

خواهرم اگه اجازه بدید شروع کنیم؟؟؟

مسافر:

سلام علیکم بله خواهش میکنم

وصالی:

ازتون ممنونم که دعوتمون رو قبول کردید و وقتتون رو در اختیارمون گذاشتید

1:لطفا خودتان را معرفی کنید.

مسافر:

خواهش میکنم 

عرض سلام وخداقوت خدمت تک تک اعضای گروه همچنین التماس دعا در این ایام مبارک

بنده همسر شهید وحید فرهنگی والا هستم

وصالی:

2:از کودکی شهید برایمان بگوئید.

مسافر:

اونطور که از والدین واطرافیانشون شنیدم بسیار بچه بازیگوش وکنجکاوی بودن 😊چه در کودکی چه در دوران مدرسه

وصالی:

3:شهید. درچه تاریخی و در چه شهری متولد شدند؟؟؟

مسافر:

ایشون اهل تبریز ومتولد ۱۵ مهرماه ۱۳۷۰ هستن

وصالی:

4:از فعالیت های فرهنگی شان بگوئید.

مسافر:

اقا وحید حدود ده دوازده سال پیش وارد موسسه قرآنی نورالائمه که در شهر خودمان هست میشن واز همونجا فعالیت فرهگی رو هم شروع میکنن وهمچنین در بسیج دانشجویی هم بسیار فرد فعال بودند ومسئول فرهنگی دانشگاه آزاد هم میشن در طی دوران تحصیلشون همچنین در اردوهای جهادی وراهیان نور هم هر ساله شرکت داشتند

در پایگاه مسجد هم بسیار وقت خودشون رو میذاشتند علی الخصوص برای سنین نوجوانان در پایگاهشون

وصالی:

5:میزان تحصیلات شهید چقدر و در کدام دانشگاه بود؟؟؟

مسافر:

ایشون فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد تبریز هستن

وصالی:

6:نحوه آشناییتان با همسرتان چگونه بود؟؟؟

مسافر:

بنده وخواهر آقا وحید هم دانشگاهی هستیم و خواهرشون بنده رو در دانشگاه دیده بودن واز دوستم شماره منزلمون رو خواسته بودن و از طریق خواستگاری کاملا سنتی باهم آشنا شدیم

وصالی:

7:چرا ایشان را به عنوان همسرتان برگزیدید؟؟؟

مسافر:

خب هر دختری برای ازدواج معیار های خاصی برای خودش داره وبرای بنده مهم ترین معیار ایمان واخلاق بود همچنین اینکه همسر آینده ام بسیار پایبند به عفت کلام باشند وعفت نگاه راهم حفظ کنند از لحاظ مادی هم تنها معیارم داشتن شغل رسمی بود 

که بعد از چند مرحله خواستگاری وصحبت کردن کاملا این خصوصیات را در آقا وحید دیدم واینکه در امر ازدواج توکل مهم ترین مورد است

وصالی:

8:در چه تاریخی ازدواج کردید؟؟؟

مسافر:

۱۱ دی ماه ۱۳۹۵

وصالی:

9:از مهریه تان برایمان بگوئید.

مسافر:

در مورد مهریه آقا وحید نظر بنده را پرسیدن ولی بنده این مورد را گفتم که بهتر است خانواده ها تصمیم بگیرند که ۱۱۴ عدد سکه شد..اما در کنار آنها خودم از ایشان خواسته بودم که ۱۲ شاخه گل نرگس هم به نیت ۱۲ اماممان مهریه ام باشد ...که شاخه گل نرگس هارا در مناسبتهایی به بنده هدیه داده بودند اما بقیه مهریه ام را بخشیدم

وصالی:

10:بارزترین خصوصیات ایشان از نظر شما چه بود که منجر به شهادتشان شد؟؟؟

مسافر:

بارزترین خصوصیتشان علاوه بر خوش اخلاقی بی ادعا بودن اقا وحید بود همه کارهارا محض رضای خدا انجام میداد وبدون هیچ منیّت وادعایی

وصالی:

11:هنگام جاری شدن صیغه عقد چه دعایی کردید؟؟؟

مسافر:

حتی در مورد شهادت میگفتن که هرکسی لایق این مقام نیست وخدا باید عنایت خاصی داشته باشد همیشه از سر تواضع میگفتن که‌من لایق این مقام نیستم اما شوخی هایی هم در این مورد داشتند😊

دعای هردومان عاقبت بخیری وداشتن فرزندانی صالح بود که به خود خواسته آقا وحید قبل از جاری شدن عقد چند تا اعمال وجودداشت که هردومون انجام دادیم که یکیش هم خواندن نماز بود ودعای عاقبت بخیری

یکی از مهم ترین چیزی که هردوی ما خواسته بودیم زندگی بود که باعث رشد همدیگر شویم وزندگی شروع کنیم که مورد رضایت خدا وامام زمان (عج) باشد

وصالی:

12:در کارهای خانه کمکتان می کردند؟؟؟

مسافر:

بله کمک حالم بودن درسته که کلا ۳ماه بود که رفته بودیم خونه خودمون اما تو کل چیدن جهیزیه وکارای خونه باهم بودیم وبه کمک هم انجام میدادیم

وصالی:

13:سخت نبود برایتان در آغاز زندگی مشترک همسرتان را راهی میدان رزم کنید؟؟؟

مسافر:

سخت بودنش که خیلی سخت بود غیر قابل انکار هست اما اقا وحید در همان جلسه اول خواستگاری در مورد رفتن به سوریه با بنده صحبت کردن بنده هم باتوجه به عقایدی که داشتم مخالفت نکردم واقا وحید خیلی به این موضوع اشاره میکردن که از همسر آینده ام اینچنین انتظاری دارم که مانع رفتن من نشود...خیلی سخت بود خصوصا بعد اینکه این حرفها دیگر کم کم میبینی به واقعیت تبدیل می شوند وزمان سنجش ایمانت رسیده است وحرفهایی که نمیخواهی فقط شعار بماند و عشقت را حالا باید به این شکل نمایان بکنی

وصالی:

14:درچه روزی اعزام شدند؟ ؟؟

مسافر:

این میدان رزم یا برگشتن است یا برنگشتن و زندگی ابدی یافتن...ولی من همیشه بهشون میگفتم که شهادت رو در رکاب آقا امام زمان برایتان خواسته ام به

 این زودی ها که نه..😔

۱۵ مهرماه ۱۳۹۶ درست روز تولدشون

وصالی:

15:این اواخر قبل از شهادتشان رفتارشان یا صحبت هایشان عوض نشده بود؟؟

مسافر:

نه زیاد فقط اینکه برگه ماموریتشان آمد میگفتن که باورم نمیشود که من هم لایق این شدم که بروم برای همین حسی داشت وصف نشدنی اکثر دوستان وآشنایان را قبل از اعزامشان دید وحلالیت خواست ازشون ...اینکه بگویم با خود بنده رفتارش تغییر کرده بود خیر چون از همان روز اول در هر شرایطی حواسش بهم بود

وصالی:

16:از آخرین دیدارتان بگوئید؟؟؟

مسافر:

خیلی خوش اخلاق بودن وسعی داشتن با همه در هر شرایطی خوب باشن

آخرین دیدارمان در فرودگاه بود که قبل از رفتن ساکشان را آماده کردم بدو بدو برایش حرز امام جواد مینوشتم که بگذارم در ساکش..در فرودگاه نمیتوانستم جلوی گریه هایم را بگیرم اما اینهم نمیخواستم که خدایی نکرده با دیدن حال من سستی در تصمیمشان ایجاد شود😔وقتی هنوز در تهران بودن قبل رفتن به سوریه بهم پیام دادن که خانوم حلالم کن توی فرودگاه دیدم که چقدر اذیت شدی بخاطرم😔

وصالی:

17:بعد از اعزام با هم در تماس بودید؟؟؟

چند روز قبل از شهادتشان با هم صحبت کردید؟؟؟

مسافر:

بله چون من خیلی وابسته شان بودم حتی اینجا وقتی چنددیقه دیر تر به تلفنم پاسخ میدادن یا به خانه می امدن خیلی نگرانش میشدم برای همین قبل از رفتن ازش قول گرفتم که حتما هرروز بامن تماس بگیرن برای همین اکثرا هر روز تماس داشتن باهام در حد اینکه صداشو بشنوم وآروم بشم تا اینکه چهار روز قبل از شهادتشان باهم صحبت کردیم ودیگر بعد آن تلفن من صدایشان را نشنیدم😔 که زمان مجروحیتشون بود و در بیمارستان دمشق بستری بودن

وصالی:

18:چه کسی به شما خبر شهادتشان را داد؟؟؟

مسافر:

دوستانشان...

که به پدرم زنگ زده بودن وآمدند خانه پدرم

وصالی:

19:واکنش شما نسبت به خبر شهادت همسرتان چگونه بود؟؟؟

مسافر:

دوستان آقا وحیداز تماسی که گرفتند تا زمانی که بیایند منزل پدرم خدا میداند که من در چه حالی بودم چون اقا وحیدچتد روزی هم بود که تماس نگرفته بودند خیلی نگرانشان بودم اما همش به خودم تلقین میکردم که حتما برا کار دیگه ای میان چون خودشون اینطور گفته بودن برای پدرم ...حس میکردم که قلبم میخواد بزند بیرون😔😔تا وقتی که در را باز کردم ودوستان آقا وحید را دیدم همانجا فهمیدم که چی شده ولی همش میگفتم تورو خدا فقط بهم بگید که نفس داره وحیدم خودم تا آخر عمر پرستاریشو میکنم که با گریه هاشون فهمیدم که آقا وحید شهید شده قبلش بهم میگفتن ترکش خورده به پاشون اما...😔😔

وصالی:

20:از نحوه شهادتشان اطلاع دارید؟؟؟

اگر ممکن،برامون چگونگیش تعریف کنید.

مسافر:

بله ایشون در ماموریت بودن برای تعمیر توپ یا تانک مجبور میشن مسافتی رو طی کنن که موقع رفتن به ان محل دچار تله انفجاری میشن وروی مین میرن که به دلیل مجروحیتشون در بیمارستان بستری میشن وپای راست خودشون رو ازدست داده بودن وبعد سه روز در بیمارستان به شهادت میرسند..

در بوکمال سوریه این اتفاق براشون میوفته

وصالی:

21:چه روزی به شهادت رسیدند؟؟؟

مسافر:

۱۵ آبان ماه۱۳۹۶

در آستانه اربعین حسینی

وصالی:

22:شما روسری مشکی به سر نکردید هنگام استقبال از پیکر همسرتان و دسته گل با خود به همراه داشتید،توضیح میدید در این مورد؟؟؟

مسافر:

بله چون واقعا بنده به استقبال همسرم میرفتم که از چنین ماموریتی به این سربلندی باز گشتن برای همین اصلا دلم نمیومد که باید لباس مشکی به تن کنم

وصالی:

23:فکر می کردید در سن کم همسر شهید بشوید؟؟؟

مسافر:

نه اصلا حداقل تا زمان قبل از ماموریتشون ولی زمانی که در ماموریت بودن به این فکر میکردم که اگر وحیدم شهید بشه اگر اتفاقی براش بیدفته من چیکار میکنم😔چون آقا وحید بهم قول داده بودن که برمیگردن برا همین دلم یکم قرص بود اما باز خودم به خودم میگفتم هرچند کارشون تو خط مقدم نباشه اما ممکنه هر اتفاقی براشون بیوفته مسئله مسئله جنگه شوخی که نیس

وصالی:

24:از حضرت آقا درخواست کردید قبل از تدفین برایتان هدیه ای بفرستند،چه شد چنین درخواستی از ایشان کردید؟؟؟

مسافر:

زمانی که تشییع شهید حججی را از تلویزیون نشان میدادند منو اقا وحید در خانه تماشا میکردیم که من واقعا به آن همه صبوری همسر شهید هم غبطه میخوردم وهم اشک میرختم برای این فراق ودوری چون آن زمانها دیگر حرف رفتن اقا وحید به سوریه جدی شده بود واقا وحید به من گفتند که ببین همسرش چقدر صبور است خانوم..وعبای حضرت اقا را برای این شهید بزرگوار هدیه فرستاده بودن ودست همسرش بود که بگذارند بر مزارشهید که آقا وحید وقتی این صحنه را دیدن خیلی غبطه خوردند به حال شهید حججی وهمین اتفاق باعث شد که بنده قبل از تشییع یاد این خاطره بیوفتم ودرخواست کردیم که اگر می شود یک هدیه چفیه هم برای ما بفرستند تا من هم آرزوی همسرم را با این کار برآورده کنم که لطف بزرگی کردند در حق ما واین چفیه را فرستادند

وصالی:

25:شهید و

صیت نامه ای داشتند؟؟

اگر داشتند لطفا متن آن را برایمان ارسال کنید.

مسافر:

نخیر متاسفانه وصیت نامه ندارن

فقط یه پیامی رو برام فرستاده بودن از فرودگاه اگر خواستید اونو میتونم براتون بفرستم

وصالی:

بله چرا که نه

26:به عنوان همسر یک شهید دهه ۷۰ چه توصیه ای برایمان دارید؟؟؟

مسافر:

تو فرودگاه امام خمینی منتظر پروازش به دمشق بود باهم تو تلگرام حرف میزدیم که یهودیدم نوشت این فرودگاه پراز گناهه دلم بدجور گرفته یه سری جوونا دارن میرن واسه کی پر پر میشن 😔😔خیلی ناراحت بود از طرز نوشتن پیام هاش میشد این غم رو تو دلش حس کرد...به خاطر حجاب چقدر غصه میخورد همیشه همینطور بود اصلا طاقت اینهمه بی حجابی یا بد حجابی روتو جامعه نداشت البته که نه تنها برای حجاب که برای خیلی از مشکلات جامعه ناراحت میشد...بعد شهادتش یاد این حرفش افتادم اومدم دوباره پی ام هامون رو خوندم حسرت وداغی که این پیام تو دلم گذاشته وهرروز این داغ با دیدن بعضی از رفتارها و وضع نامناسب حجاب در جامعه بیشتر میشه وصف نشدنیه😔... عزیز منم خودش جزو جوونایی شد که پرپرشدن ورفتن و نذاشتن هیچ حروم زاده ای به خودش حق تجاوز به این خاک وناموسمون بده😔

باید بدونیم که این جوونها به خاطر دین ودفاع از خاک وناموس چه چیزهای گرانبهایی رو دادن که ما حالا تو آرامش باشیم قصدم از انتشار این پیام فقط وفقط شناسوندن بخشی از فکر ودغدغه تک تک این شهداهستش تا بدونیم که مدیون چه کسانی هستیم..ان شاءالله که این شهدا بحق خون پاکشون بهمون کمک کنن که بتونیم راهمون رو پیدا کنیم وبه سعادت وآرامش برسیم

همونطور که خودتون فرمودید این شهدا شهدای هم‌نسل خودمون هستن پس فک نکنیم که شهادت چیز غیر قابل دست یافتنیه اگر یه مقدار در زندگی این شهدا دقت داشته باشیم همشون با مراقبه واطاعت وحب ائمه به این مقام رسیدن پس ماهاهم میتونیم برسیم بهشون 

ان شاءالله که خداوند هم یاری کنه هممون رو برای رسیدن به شهادت وآماده کردن خودمون برای ظهور آقا امام زمان

وصالی:

27:مزار شهیدتان در کجا واقع شده است؟؟؟

مسافر:

درگلزار شهدای وادی رحمت تبریز قطعه مدافعان حرم

وصالی:

خواهرم از خدا براتون صبر بی نهایت طلب میکنیم 

اجرتون با عمه سادات

متشکرم از اینکه وقتتون رو در اختیارمون گذاشتید 

عذر میخوام که خیلی طول کشید 

سوال های دوستان هم جز سوالات بود 

حلال کنید 

التماس دعا 

یاعلی مدد

همدانی

سلام علیکم

بسیار ممنونیم از اینکه قبول زحمت فرمودید بابت برگزاری این جلسه معنویی تشریف اوردید.

اما سخنی با خادمین محترم این مجمع دارم و البته شخص خودم!

اگر به فرمایشات همراه و همسنگر شهید بزرگوار دقت کنیم می بینیم که ایشان در چند جمله جهاد رزمندگان محور مقاومت اسلامی را با جهاد عاشورا به زیبایی بهم گره می زنند .

رزمنده جوانی که سه ماه از ازداج خویش گذشته ندای هل من ناصر مولای خویش را با گوش دل می شنود و بی درنگ لبیک می گوید .این غیر از صحنه عاشورایی را می تواند تداعی کند؟

یا همسنگر بزرگوار شهید می فرماید : سختی زمانی نمایان می شود که می بینی حرف ها برای جهاد از حد صحبت خارج و به واقعیت تبدیل می شود! و دیگر شعار نیست و باید عملی شود . اینجاست که باید ایمانت را محک بزنی !!

حضرت اقا چه زیبا فرموند که خانواده های معظم شهدا برجستگان امت حال حاضر هستند .

اری این تصمیم گذشتن از عزیزترین .دارایی خود غیر از یک انسان کامل برنمی اید .

فرمایشات این خانواده های معظم را می شود روزها و ماه ها تفسیر و تشریح کرد.

پس ما به عنوان خدمت گذاران شهدا باید شاکر این توفیق الهی در حق خود باشیم .

ان شاالله شهدا در حق ما دعاگو باشند که در این راه ثابت قدم باشیم .

شادی روح پرفتوح شهدای اسلام الخصوص شهید فرهنگی صلواتی هدیه کنیم بر محمد و ال محمد

وصالی:

بزرگوار مجمع خادمین یکی از برنامه هاش برگزار ی نمایشگاه های نقاشی و عکس از شهدا در سراسر کشور هست ،لذا خواهشمندیم یک هدیه ویژه به نمایشگاه مجمع اهدا بفرمایید.

هدیه هم می تونه :

دستنوشته ای از شهید.

چفیه یا لباس 

عکس شهید با امضای خانواده شهید 

یا هر هدیه ای که مد نظر شماست 

با تشکر

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۷
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بیانیه مجمع جهانی خادمین شهدا: نسبت به بی توجهی به یادمان شهدای گمنام.

🌷بسم الله الرحمن الرحیم.

💢مسئولین صدای ما را نمی شنوند!یا اگر می شنوند توجهی نمی کنند!!

غربت و مظلومیت شهدا الخصوص شهدای گمنام به اوج رسیده است!

«فرهنگی که در همه دوران ها باعث عزت و سربلندی اسلام و مسلمین گردیده فرهنگ عاشورایی جهاد و شهادت است»

برای حفظ عزت و اقتدار اسلام ،فرهنگ جهاد و شهادت در میان نسل 

حال و اینده نیاز به ترویج دارد.

🔰مگر فراموش کردیم این فرموده امام راحل(ره) را در وصف شهدای گمنام که فرمودند: «سلام من بر مفقودین عزیز که مونسی جز نسیم صحرا و پناهگاهی بجز مادرشان حضرت زهرا(س) ندارند»؟!

انگار تکمیل و ساماندهی گلزار شهدای گمنام در خواب عمیقی فرو رفته است‼️

با کمال تعجب و تاسف گرد فراموشی و غربت را بر مزار این شهیدان میتوان احساس کرد به راستی چرا باید مزار این شهیدان گلگون کفن در بوته فراموشی ما گرفتار آید⁉️

مگر نه اینکه پوست و گوشت این عزیزان مدت های مدیدی در صحرای کربلاگون جبهه های نبرد ماند و ذوب شد و پلاک و استخوان های این گمنامان زمینی و نام آوران آسمانی با بوی بهشت میهمان ما شدند؟

یادمان های شهدادر هر مکانی برای تجدید میثاق با شهدا و ایجاد فضایی تعاملی با مخاطب  و گسترش زمانی فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت و الگوسازی شهدا برای نسل حال و آینده  و شکوه جایگاه رفیع جهاد و مقام شهید می باشد.

🔰دراین میان درد دل های نسل جوان انقلاب نیز شنیدنی است :

 ما یک نسل سومی هستیم، نه انقلاب را دیده ایم و نه طعم تیر و تفنگ چشیده ایم اما تاریخ، خون و قیام و فداکاری شهیدان حقی است که هرگز در پرده ی فراموشی پنهان نمی ماند چرا که ایران اسلامی امنیت، استقلال، اقتدار و غنای فرهنگی خود را مدیون خون شهیدانی است که در عرصه های مختلف، در نبرد حق و باطل بر زمین ریخته ولی زمین نمانده است.

🔰مسئولین که در صحبت هایشان شهید و شهادت را از جمله های خود نمی توانند حذف کنند باید پاسخگوی وضعیت فعلی یادمان های شهداباشند که چرا بطور شرم آوری چه از لحاظ ساختاری و چه از لحاظ مکانی گمنام مانده اند

روزانه از گوشه و کنار کشور عزیزمان تصاویری ، همراه با دردنامه های عاشقان شهدا به دست ما می رسد که حقیقتا دل خادمین را به درد می اورد .

🔰حال این سئوال در اذهان مردم و یادگاران هشت سال دفاع مقدس تداعی می کند که چرا برای برگزاری مراسم های بی اساسی میلیاردها تومان از بیت‌المال این مملکت هزینه می شود، ولی برای احداث یک یادمان هر چند ساده برای شهدا، شهدایی که هست و نیستمان مدیون آنهاست بی ‌تفاوت هستیم.

با توجه به شرایط موجود، حضور این شهدای گمنام می تواند از نظر فرهنگی بستر مناسبی برای مبارزه با انواع معضلات اجتماعی به حساب آید

امیدواریم مسئولین با همت و پشتکار به غربت این عزیزان پایان دهند .

💢مجمع جهانی خادمین شهدا ، افسران اتش به اختیار در همه حال امادگی خود را جهت هر نوع همکاری در این راستا اعلام میدارد .

مدیر مجمع جهانی خادمین شهدا

محمدی همدانی

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۵۹
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#گزارش

◀ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا، 

مصاحبه ای به صورت پرسش و پاسخ ، توسط خادم الشهید وصالی ، با پدربزرگوار شهید سعید بیاضی زاده در گروه این مجمع برگزار گردید.


وصالی:
بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام
شبتون شهدایی
من از پدر عزیز شهید ممنونم که وقت باارزششون در اختیار مون گذاشتند

خادمین عزیزشهدا ازتون خواهش میکنم در حین مصاحبه پستی ارسال نکنید
لطفا

پدرجان اگه اجازه بدید شروع کنیم؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
سلام بفرمایید

وصالی:
1:لطفا خودتان را معرفی کنید.

اصغربیاضی زاده

اصغربیاضی زاده:
سلام خدمت شما دوستان بزرگوار بنده حقیر اصغربیاضی زاده پدر شهید حجت الاسلام سعید بیاضی زاده خدا شکر که سعادت نسیبم. شد در خدمت شما خوبان باشم

وصالی:
2:در ابتدا از از دوران کودکی شهید و تولدشان سخن بگوئید.

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
شیخ سعید پنجم تیر هزارو سیصدو هفتادو سه در روستای حجت آباد متولدشدند

سعید از همان کودکی یک بچه دوست داشتنی بود همه بچه ها دوست داشتنی هستند اما سعید بیشتر  او از سن پایین کارهایش دوست داشتنی بود از چهارسالگی همراه من و مادرش نماز می خواند و شعرهای قرآنی یاد گرفته بود

سعید از کودکی همراه من به مسجد می آمد وموقه نماز تکبر گوبودند به جز اینکه امامان  ع  را از من و مادرش می پرسید می گفت مثلا  امام حسن  ع  فرزند کیست چرا حضرت فاطمه س را  شهید کردند کلاس سوم وچهارم ابتدایی دعای توسل زیارت عاشورا را حفظ کرده بود

وصالی:
3: به نظر شما بارزترین خصوصیت اخلاقی شهیدتان چه بود که منجر به شهادتشان در سن کم شد؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
سعید یک انسان با تقوا باحیا بود از همان دوران کودکی  خیلی منظم لباس ها همیشه اتو زده کفش تمیز موها شانه زده اگر سن شان کم بود او مثل بزرگترها رفتار می کرد هیچ وقت به خیابان نمی رفت وقتی از مدرسه مر آمد در کارهای خانه به مادرش کمک می کرد

سعید آن قدر خوش اخلاق با حوسله بود که من و مادرش هیچ وقت او دعوا نمی کردیم

سعید‌ دوست داشت همه جا و همه کس کمک کند او می گفت مگر کودکان عراقی یا سوریه چه گناهی کرده اند

وصالی:
4:چه شد که تصمیم ورود به حوزه علمیه را گرفتند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
من ومادرش مخصوصا مادرش خیلی دوست داشتیم یکی از بچه ها به حوزه بروند تا این که یک روز سعید از مدرسه آمد آن موقه انار مدرسه راهنمایی می رفت  به مادرش می گوید من میخواهم شما را به آرزویتان برسانم

سعید به حوزه و لباس پیامبر علاقه زیادی داشت

وصالی:
5:چندسال در حوزه درس خواندند؟؟؟
طلبه پایه چند بودند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
ایشان هشت حوزه بودند درسی که ده سال باید می خواند هشت سال و درس خارج را شروع کرده بودند

و از نخبگان حوزه بودند

وصالی:
6:در دیدارشان با حضرت آقا هدیه ای دریافت کردند.
از اینکه آن هدیه چه بود و سرنوشتش چه شد برایمان بگوئید.

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
یک روز زنگ زد گفت یک هدیه خیلی خیلی با عرزش گرفتم نگفت از کجا بعد که دوستش گفت هدیه از رهبری بوده که گفت من لیاقت آن را نداشتم هدیه کردم به استادم

وصالی:
7:چگونه با وجود سن کمشان راوی دفاع مقدس بودند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
او خیلی دوست نداشت خودش را نشان بدهد

ایشان آنقدر به شهدا علاقه داشت که تطیلات عید را در راهیان نور بود

همیشه از شهدا وجنگ و جبهه می پرسید

وصالی:
8:شهید در جبهه سامراء هم حضور داشتند،از حضور ایشان در آنجا بگوئید.

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
سال  ۹۴ همراه‌ با خانواده به مشهد رفتیم آنجا گفت می خواهم به عراق بروم  اول گفت برای درس خواندن بعد به من گفت می روم جنگ و ما را راضی کرد گفت زود برمی گردم اما یک ماه رمضان را آنجا بودند

وصالی:
9:جناب بیاضی زاده فرزندتان قبل از ورود به سوریه  آموزش نظامی خاصی هم دیده بودند؟؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
ایشان وقتی بچه های فاطمیون آموزش می دیدند ایشان روحانی آنها بودند و خودشان هم آموزش می دیدند فکر کنم دو یا سه بار آموزش دیده بودند

وصالی:
10:چه شد که تصمیم به حضور در جبهه مقاومت را گرفتند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
سعید احساس مسعولیت مکردند وقتی حرم حضرت زینب س در خطر است سعید ها آرام ندارند او می گفت اگر همه احساس خطر کنیم چه کسی از حرم حضرت زینب س دفاع کند

وصالی:
11:در چه تاریخی و چند دوره اعزام شدند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
اولین با ۲۴ خرداد  ۹۵  دو ماه سوریه بودند که بعد از اتمام معموریت دوباره تمدید کردند چون احتیاج داشتند و آخرین بار ۲۶ شهریور ۹۵  رفتند

وصالی:
12:آخرین بار که بدرقه شان کردید فکر می کردید دیگر پسرتان را نبینید؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
نه مگر آدم دلش راضی می شود که فکرش هم بکند

وصالی:
13:در چه روزی به شهادت رسیدند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
روز ۲۲ مهر ۹۵  ۱۱  محرم

وصالی:
14:در آخرین تماسشان به شما چه گفتند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
او تقریبا هر روز تماس می گرفت آخرین بار روز عاشورا بود به من گفت خیلی التماس دعا


دارم بعد هم در مورد رفتن من و مادرش به سوریه چون داشت کار های ما می کرد برویم سوریه برای زیارت

وصالی:
15:چه کسی خبر شهادت را به شما داد؟؟؟
حس آن لحظه تان چه بود؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
دوستان به من گفتند من باورنمی کردم بعد که با سپاه قدس تماس گرفتیم گفتند شهید شد باز هم باورش برایم سخت بود آن لحظه حاضر بودم بمیرم ولی این خبر را نشنوم

وصالی:
16:از نحوه شهادت فرزندتان اطلاع دارید؟؟؟
اگر بله لطفا تعریف کنید.

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
یکی از دوستان و همرزمانش که همراه بودند گفت در حا جا به جایی بودیم که در بین راه به آنها حمله می کند یک خمپاره به طرف ماشین اصابت می کند سعید که در حال رانندگی بود ترکش به سرش اسابت می کند و دو تن از همرزمانش هم مجروع شدند

وصالی:
17:از بی قراری و دلتنگی خانواده برای شهید صحبت کنید.

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
هر وقت کنار لباس و وسایل سعید می رویم با آنها حرف می زنیم سارا همیشه منتظر آمدنش است وقتی زیاد دلتنگ می شویم می‌ رویم کنار قبرش یک آرامشی‌ به ما می دهد بعضی وقت ها از‌ می خواهیم که بیاید او اگر برای یک دقیقه هم که شد در خوابمان می‌ آید

وصالی:
18:مزار شهیدتان کجا واقع شده است؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
وقتی همه دور هم هستیم از خا طرات و کارهایش می گوایم او در کنار عمو و پسر عمویش که از شهدای دفاع مقدس هستند در گلزار شهدای ساقی دفن شدند

وصالی:
19:لطفا اگر شهید وصیتنامه ای داشتند متن آن را برایمان ارسال کنید؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
ما خودمان در روستای حجت آباد از شهرستان انار زندگی می کنیم

ایشان وصیتنامه نداشند اما همه چیز را زبانی به همه ی ما گفتند

وصالی:
20میشود بگویید چه میگفتند؟؟؟

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
من کوچکتر از آنم که به جوانان عزیز توصه ای داشته باشم اما به جای یک دوست شهدا از ما چیزی نمی خواهند و توقع ای هم ندارند آنها فقط از ما خواُتند ولایت را تنها نگذاریم

وصالی:
21:به عنوان حرف آخر چه  توصیه ای به جوانان مان دارید؟؟؟
جواب این سوال 👆👆👆

22:بزرگوار مجمع خادمین یکی از برنامه هاش برگزار ی نمایشگاه های نقاشی و عکس از شهدا در سراسر کشور هست ،لذا خواهشمندیم یک هدیه ویژه به نمایشگاه مجمع اهدا بفرمایید.
هدیه هم می تونه :
دستنوشته ای از شهید.
چفیه یا لباس
عکس شهید با امضای خانواده شهید
یا هر هدیه ای که مد نظر شماست
با تشکر

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
او به من و مادرش می گفت فقط خدا را در نظر بگیریدو در برابر موصیبتها شبر کنید بعضی از حرفها را تحمل کنید  سارآ خواهر کوچکش که جان و نفس یکدیگر بودند می گفت خواهرم حجاب تو جنگ با دشمن است حجاب از جنگیدن با داعش ارزشش بیشتر است

چشم انشاالله

وصالی:
سوال اعضا

لطفا از پدر شهید،درباره نظر شهید درباره شهید مطهری و اینکه ایا کتابهای ایشان را مطالعه می کردند،وضعیت عبادت ایشان چگونه بود،از نظر خصوصیات اخلاقی چگونه بودن ?

شهیدگمنام:
دلنوشته مداح اهل بیت حاج اقا سلحشور برای شهید بیاضی زاده

آنان که دل به این دنیای فانی نبستند و تنها به شوق  پرواز، این چند روزه را طاقت آوردند. مرغان باغ ملکوتی که هیچ‌گاه راضی به زندگی  در قفس تنگ دنیا نشدند و برای رهایی از زندان تن آرام و قرار نداشتند و الحق و الانصاف سعید از آن دسته بچه‌ها بود.
از اولین باری که سعید را در سوریه دیدم به دلم برات شد چند روزی بیشتر مهمان ما نیست، طوری از شهادت صحبت می‌کرد که یک عاشق از گمشده‌ی دیرینش صحبت می‌کند.

سعید جان!
ظاهر آرام و متینت و خوش خلقی و تبسم زیبای همیشگی‌ات، هیچ‌گاه نتوانست درون متلاطم و بی‌قرارت را پنهان کند،
و چه زود به آرزویت رسیدی...
هنیئاً لک!

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
بله کتاب های شهید مطهری را مطالعه می کردند ایشان بسیار عبادت می کردند نماز شب می خواند بزرگترین عبادتش خدمت به پدر و مادر بود او بسیار خوش اخلاق خوش برخورد و زیبا کلام بودند

وصالی:
چند کلامی هم از حاج اقا ماندگاری در مراسم شب وداع با پیکر شهید

«شهید بیاضی زاده در عین اینکه طلبه بسیار قوی از نظر علمی بود ولی به شدت به تهجد و شب زنده داری و خلوت با خدا علاقه داشت؛ ایشان از جمله شهدایی هستند که واقعا باید به آنها عباد صالح خداوند گفت. » ‌

چه زیبا گفتن حاج اقا مانداگاری قانون کربلا اینه هر کربلایی باید اربابشو ببینه داداش سعید هم خادم اقابودن هم خادم شهدا و دانشجوی مکتب امام صادق  شب جمعه هم پر کشیدن تا مهمان خود اقا بشن جوار اقا ما گنهکارارو‌هم یاد کن داداش سعید شادی روح شهدا و‌خصوصا شهید بزرگوار صلوات

اصغربیاضی زاده اصغربیاضی زاده:
انشاالله ما بتوانیم راه شهدا را ادامه بدهیم و در کنار ولایت فقیه باشیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بسم رب الشهدا🌹

اجرای طرح کودکان شهدایی :

✳نونهالان وکودکان  ، استان مرکزی .شهرستان خنداب

با همراهی خادم الشهید سرکار خانم چگینی ، ضمن تجدید میثاق با شهدا در فضایی معنویی اقدام به نقاشی از منظره گلزار نمودند .


مجری طرح : مجمع جهانی خادمین شهدا



دلنوشته خادم الشهید خانم چگینی

بسم رب الشهدا


صلوات وسلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی بر افروختند.

نحوه زندگی هر انسان نشانه مرده وبا زنده بودن اوست ،از این لحاظ میتوانیم ببینیم چگونه شهید زنده است. پس هر چه به شهدا در اندیشه وعمل نزدیک باشیم ،زنده ایم وگرنه مرده ای هستیم که دچار توهم زنده بودن هستیم!

اجرای برنامه کودکان شهدایی بسیار حال و هوای معنویی ایجاد می کند زیرا فرشتگان زمینی با فرشتگان اسمانی  یک ارتباط مثال زدنی  ایجاد کردند ، ارتباطی عاشقانه و خالصانه میان کودکان و شهدا.

جالب ترین بخش این بود :ما که یه هفته بود به بچه ها گفته بودیم میخواییم ببریمتون گلزار شهدا روزانه چند بار مراجعه می کردند و منتظر فرا رسیدن روز موعود بودند. هنگام ورد به گلزار شهدا هر کدام با عشق مزار شهیدی را در آغوش گشیدن ومشغول رسم نقاشی شدندو با عشق وعلاقه به عکس شهید نگاه میکردن و می کشیدن که از اطرف خود غافل شده بودند.

ان شاالله شهدا به پاکی کودکان توفیق خدمت گذاری به ما بدهند

اسامیه شهدای محله حصار خنداب🌹🌹

 1شهید جلیل حصاری
2شهیدمحمدحسین مصطفوی .
3 شهید اسدالله حصاری.
4 شهید حسن فرجی.
5شهید سید رحیم موسوی.
6 شهید محمود موسوی .
7شهید فخرالدین حسینی.
8شهید سید ولی الله حسینی حصاری.
9 شهید حیدر حصاری.
شادی ارواح طیبه شهدا هدیه میکنم شاخه گل صلواتی را.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.🌹🌹

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بسم رب الشهدا🌹

اجرای طرح کودکان شهدایی :

✳نونهالان وکودکان  ، شهر پیر از توابع شهرستان زرین دشت.

با همراهی خادم الشهید سرکار خانم راستگو   ، ضمن تجدید میثاق با شهدا در فضایی معنویی اقدام به نقاشی از منظره گلزار نمودند .


مجری طرح : مجمع جهانی خادمین شهدا

 
توضیحات ارسالی از خادم الشهید ، خانم راستگو :

با عرض سلام و خدا قوت
سلام بر انهایی که رفتند تا بمانند ،نماندند تا بمیرند،برای خوب ماندن بایدرفت
وقتی بر سر قبور شهدا حاضر می شون فقط تنها چیزی که درذهنم مرور می شود این است که شهدا زنده اند ،به یاد جمله ای می افتم که خواندم جایی،نوشته بود شماها که زنده اید برای ما حمدی بخوانید ،به راستی که انان زنده اند و ما مرده،
اری ما مرده ایم که بی نصیب از عند ربهم یرزقون هستیم

امروز کودکان شهر شهرپیر از توابع شهرستان زرین دشت به میهمانی لاله های خونین شهر خود رفتند
در این طرح کودکان ابتدا غریبانه به قبور نگاه می کردند نگاهشان غریب و معصوم بود ،اما بعد از توضیحاتی سریع با شهدا انس گرفته،و شروع به کشیدن تصاویری از قبور شهدا کردند،چون لوح دلشان پاک و معصوم سفید بود خیلی زود اون معنویت را در سکوت که در حین اجرای برنامت بود احساس می شدو چه زود انس گرفتند
انان می دانستند که اینان شهید هستند ولی دلیل غریبانه نگریستن را من به پای خانواده هایی یا مربیانی یا هر مسئولی  می گذارم که برای کودکانمان نهادینه نشده بود،به تمام جوانب زندگی کودکمان پرداخته ایم به جز اشنایی با مفهوم ،شهید و سعادت
اری امروز ما برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

التماس دعای فرج

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#گزارش

◀ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا، 

مصاحبه ای به صورت پرسش و پاسخ ، توسط خادم الشهید وصالی ، با همسر بزرگوار شهید مرتضی زرهرن از تکاوران نوهد .در گروه این مجمع برگزار گردید.

وصالی:

بسم رب الشهدا و الصدیقین 

خادمین عزیزشهدا ازتون خواهش میکنم لطفا در حین گفتگو پستی ارسال نفرمایید 

ممنونم بابت همکاریتون

اگه سوالی داشتید پی وی بنده اعلام بفرمایید

خواهرم اگه آماده اید شروع کنیم

یا زهرا:

سلام علیکم

وصالی:

سلام 

وقتتون بخیر

من ازتون واقعا ممنونم که وقت با ارزشتون رو در اختیار ما گذاشتید خواهرعزیزم

1:لطفا خودتان را معرفی کنید.

یا زهرا:

عرض تسلیت میگم شهادت امام جواد(ع) رو خدمت بزرگوارن

ممنونم از لطف شما

رمضان پور هستم همسر شهید تکاور مدافع حرم ارتش سرهنگ مهندس مرتضی زرهرن

وصالی:

2:لطفا مختصری از کودکی شهیدتان برایمان بگوئید.

یا زهرا:

شهید زرهرن در ۱۳۵۸/۴/۲۴ در شهرستان شیروان خراسان شمالی در یک خانواده متدین به دنیا آمد .

ایشان بسیار زود در سن ۹ سالگی پدرشان را از دست دادند ؛

آقا مرتضی از همون سن نوجوانی در کنار درس خوندن پا به پای ؛ مادر بزرگوارشان که با صبر و شکیبایی و با سختی بسیار فرزندانش را به ثمر رساند ؛ کار می کرد ؛ به گمانم بعضی ها مرد به دنیا می آیند 

تو مرد بودی مرتضی جان

وصالی:

3: مدرک تحصیلی شهید چه و در چه رشته ای بود؟؟؟

یا زهرا:

ایشون فارغ التحصیل دوره عالی مهندسی از دانشکده افسری امام علی (ع)بودند

وصالی:

4:شهیدتان چگونه وارد ارتش شدند؟؟؟

یا زهرا:

شهید زرهرن در سال ۱۳۷۸ با راهنمایی خواهرش از طریق پذیرش در دانشکده افسری امام علی (ع) به خدمت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد . 

و بعد از ۴ سال تحصیل در رشته مهندسی و دانش استحکامات و گذراندن دوره تکاوری به عنوان یک نیروی زبده ارتشی در تیپ ۲۵۸ تکاور ذوالفقار شاهرود با سمت فرماندهی پست مهندسی مشغول به خدمت شد ؛

ایشان بسیار در کار خود فردی ساعی و کوشا بوده و در ماموریت های یگانی بسیار موفق عمل می نمود و خدمات ارزشمندی در تیپ ۲۵۸ تکاور عرضه کرد ؛

همچنین به دلیل دارا بودن تخصص کار با مواد منفجره نزدیک به دو سال در مناطق مرزی ایران و عراق به پاکسازی میادین مین جنگی بر جا مانده از هشت سال دفاع مقدس مشغول بودند ؛ 

بعد از آن در طول خدمت صادقانه اشان در تیپ ۲۵۸ تکاور ذوالفقار در ساخت وساز پادگانی و امور مهندسی رزمی تحقیقات صنعتی و جهاد خود کفایی فعالیت های چشمگیری داشتند .

وصالی:

5:از نحوه اشنایی تان بگوئید؟؟؟

یا زهرا:

خانواده ایشون به همسایگی منزل پدرم آمدند و آشنایی خانواده ها و ازدواجمون از همونجا شروع شد

وصالی:

6:چه در ایشان دیدید که ایشان را به عنوان شریک زندگیتان پذیرفتید؟؟؟

یا زهرا:

اولین خصیصه رفتاری که من از همسرم شناختم صداقت بی حد و مرزش بود تو جلسه خواستگاری از اول تا آخرش از سختی کارش و مسئولیت های که داشت گفت اونقد که من میخواستم به خاطر سختی های کارشون بهشون جواب رد بدم 

اما خانواده ام بسیار ایشون رو پسندیده بودن بخصوص پدرم که بهم توصیه کردن ایشون مردی متدین و اهل زندگی و خانواده هستند

با توکل بخدا و رضایت خانواده مان و شناخت متقابل در روز میلاد امام رضا عقد کردیم 

و بعد که وارد زندگی با ایشون شدم تازه گوهر وجودیشون رو شناختم هر لحظه خدا رو شکر میکنم که توفیق همسری ایشون رو به من عطا کرد

وصالی:

7:چند فرزند دارید؟؟؟هنگام شهادت همسرتان چند ساله بودند؟؟؟

یا زهرا:

این خاطره از زبان همکارن همسرم راجع به بارزترین خصوصیت اخلاقیش

👈 یکی از مهمترین شاخصه های بارز مرتضی این بود که برای نماز جماعت ظهر و عصر در پادگان همیشه زودتر از همه کارکنان در مسجد حضور پیدا میکرد و از آنجا که صف اول نماز به تعداد پنج نفر و آنهم اکثرا جای مسئولین بود ولی ایشان پشت سر امام جماعت نماز میخواند؛ من به این موضوع که یکی از کارکنان عقیدتی و خادم مسجد بودم خیلی غبطه میخوردم تا اینکه برای اعزام به سوریه رکن یکم تیپ ثبت نام میکردند.

روز اعزام فرا رسید، فرمانده تیپ سرتیپ کریمی داوطلبان را فراخواند یکی از آنها در مرخصی بود از آنجا که حضرت زینب ( س) نفرات را گلچین کرده بود، مرتضی دستش را بالا برد و از فرماندهی اذن اعزام گرفت، خلاصه اعزام شدند تا اینکه روز بیست و یکم فروردین خبر شهادتش را دادند، آنجا بود که بغض دلم ترکید و به خود گفتم آنکه عیارش بیشتر پیش خدا محبوبتر، کسی که عاشق صف اول نماز بود الان همه عاشقشند.

( تقدیم به روح پاک و ملکوتی همکار عزیزم شهید مرتضی زرهرن)

خداوند دو فرزند به ما عطا کرد علی آقا که زمان شهادت پدرشون هشت سال داشتند و فاطمه خانم که یکسال و نیمه

بودند

وصالی:

8:از ارادت شهیدتان به شهید صیاد شیرازی تعریف کنید.

یا زهرا:

شهید زرهرن چه در زمان حیات شهید صیاد شیرازی و چه بعد از شهادت این شهید بزرگوار ایشون رو الگوی زندگی و کارشون و سرانجامشون قرار داده بودن

مادر شهید زرهرن برام تعریف کردن زمانی که خبر شهادت شهید صیاد رسید آقا مرتضی مرخصی داشتن از دانشکده افسری و منزل بودن با شنیدن خبر شهادتشون بهم ریخته و غصه دارشدن و فورا لباس مشکی به تن کرد بودند

آقا مرتضی کتاب های که راجع به ایشون بود رو مطالعه میکردن و هر لحظه بر طبق مرام و اصول شهید صیاد حرکت میکردند 

 و خدا رو شکر این دوست شهید در حق آقا مرتضی لطف را تمام کرد و سرانجام آقا مرتضی هم ختم به شهادت شد درست همزمان با سالروز شهید صیاد در ۲۱ فروردین ماه

وصالی:

9:از فعالیتشان در پاکسازی میادین مین بگوئید.

یا زهرا:

به دلیل دارا بودن تخصص کار با مواد منفجره نزدیک به دو سال در مناطق مرزی ایران و عراق دور از خانواده اش به پاکسازی میادین مین جنگی بر جا مانده از هشت سال دفاع مقدس مشغول بودند ؛ و خودشان همیشه میگفتن اثر شگرفی بر روی ایشان بجا گذاشت زمانی که برای مرخصی می آمدن برام میگفتند نمیدونی چقد جوان دادیم چقد خون ریخته شده تا ذره ای خاک و ناموسمون دست دشمن نیفته 

زندگی و عزتمون رو مدیون خون پاک شهدای دفاع مقدسیم

کار بسیار سخت و حساسی بود و هر لحظه امکان به شهادت رسیدنشون بود که یکی از همکارانشون هم در ضمن پاکسازی به شهادت رسیدند 

اما روزی و قسمتشون برای شهادت اونجا نبود

وصالی:

10:شما موافق رفتنشان بودید؟؟؟

تصمیم شان را چگونه با شما در میان گذاشتند؟؟؟

یا زهرا:

اصل و باور هر دومون یکی بود همون قدر که آقا مرتضی آماده رفتن بود من بی تاب رفتنشون بودم

ایشون بشدت اخبار رو رصد میکردن و آرزوی رفتن و دفاع از حریم اهل بیت پیامبر(ص) رو داشتن اما به واسطه تعهد به کارشون امکان پذیر نبود تا زمانی که اجازه حضور مستشاری ارتشیان توسط حضرت آقا داده شد بلافاصله آقا مرتضی خواستند که داوطلب بشند 

ایشون زمان دانشجویی یک وصیت نامه داشتند که هر سال اونو رو اصلاح میکردند در اون وصیت ذکر کرده بودن که خدایا کاری به من عطا کن که با اون به مردم و کشورم خدمت کنم که خدا رو شکر با کار در ارتش این امر میسر شده و انشالله بتونم با این شغل برای اسلام هم جانفشانی کنم  

بارها وقتی برای پاکسازی میرفتند منطقه میگفتم اینبار شهید میشند 

اما زمانی که گفتند میخوان برن سوریه واقعا به دلم یقین شد به شهادت میرسند

وصالی:

11:در گفتگو با روزنامه جوان اینکه گفتید حضرت زینب(س )ایشان را انتخاب کرده،یعنی چه؟؟

این انتخاب به چه صورت بوده؟؟؟

یا زهرا:

به خودشون هم گفتم آقا مرتضی شما برید کشته میشید من میدونم فقط لبخند میزدند 

من گریه میکردم ایشون میخندیدن تصویری که از ذهنم هیچوقت پاک نمیشه

واقعا شهادت ایشون به دلم یقین شده بود تاب نبودنش رو نداشتم ازشون درخواست کردم اسم نویسی نکند و ایشون برای احترام به خواسته من دست نگه داشتند 

من مخالفتی نداشتم برای رفتن دفاع از اهل بیت اما تحمل نبودن ایشون رو نداشتم 

کارشون رو سپردن به خود خانم زمان ثبت نام تموم شد و داوطلبین انتخاب شدن برای اعزام روز اعزام ایشون در مسجد پادگان نشسته بودن و با دل پر حسرت دوستان داوطلبشون رو نگاه میکردن که گفتن یکی از داوطلبان به دلیل بیماری نمتونه اعزام بشه بلافاصله آقا مرتضی با اصرار فرمانده تیپشون رو راضی به جایگزینی با خودش میکنه و به منم خبر دادن که راهی شدم حلالم کن

خدا شاهده فقط تو دلم اومد بسپرمش به خود خانم زینب (س) و دیگه راضی شدم به رفتنشون

وصالی:

12:از آخرین تماسشان برایمان بگویید؟؟؟

یا زهرا:

دقیقا صبح ۲۰ فروردین یک روز قبل از شهادتشون با منزل تماس گرفتند حال و احوالم رو جویا شدند و خواستند با بچه ها صحبت کنند که نشد علی آقا مدرسه بود و فاطمه خانم خواب بودند

مجددا عصر تماس گرفتن قبلا سابقه نداشت که در روز دوبار تماس بگیرن جویا که شدم گفتند دلتنگ بچه ها هستند 

با علی آقا مفصل صحبت کردن و کلی قول و قرار گذاشتند بعد که خواستن با فاطمه خانم صحبت کنند گفتم باز هم خواب هستند با بغضی سرشار از دلتنگی ما رو سپردن به خدا

وصالی:

13:خبر شهادت همسفر زندگیتان را چگونه شنیدید؟؟؟

یا زهرا:

غیر از من و یکی از برادرانشون با توجه به حساسیت های شغلیشون هیچکس از رفتن و اعزام ایشون باخبر نبود 

خیلی قضیه پیچیده شد

خبر شهادتشون رو فرمانده تیپ خدمتیشون و امام جمعه شاهرود به من دادند اما قبلا درست در لحظه شهادتشون واقعا شهادت ایشون برام محرز شد قلبا اینو حس کردم

وصالی:

14:چطور برای فرزندانتان توضیح دادید؟؟؟

یا زهرا:

فاطمه خانم‌ که در سنی نبود که براشون قابل فهم باشه هر جا عکس پدرشون رو میدیدن با ذوق و اشاره بابا ، بابا میکردن

برای علی اون لحظات سخت بود اما مدام همه بهش میگفتن علی آقا بابات یه شیر مرد بود

که با رشادت جنگیده 

مخصوصا همرزمانشون برای دلداری علی از خاطرات شجاعت های پدرش در جبهه مقاومت میگفتند

#خاطره ای از همرزم شهید زرهرن

یک روز با آقا مرتضی زرهرن و مجید پوررضا (همکار مرتضی که بعد شهادت جایگزین آقا مرتضی شد) رفتیم برای امحای گلوله های عمل نکرده ، مرتضی و مجید خرج ها رو کنار گلوله ها کار گذاشتن و بعد روشن کردن فیتیله ، ما سریعا سوار ماشین شدیم و از محل فاصله گرفتیم چون من دوربین داشتم، آقا مرتضی گفت میتونی از لحظه انفجار فیلم بگیری ؟ گفتم باشه ولی مطمئنی شما که ترکش ها تا اینجا نمیاد؟ مرتضی با همون لبخند زیبای همیشگی گفت: اتفاقی نمیفته

 من بین راه پیاده شدم و مرتضی و مجید با ماشین به پشت یه ساختمان دویست متر عقب تر رفتند. من روی محل انفجار زوم کردم که عکس بگیرم با انفجار گلوله ها، چند تا ترکش از کنار سرم عبور کرد.خواست خدا بود که اتفاقی نیفتاد! مرتضی و مجید بعد یک دقیقه اومدند. مرتضی خندید و پرسید تونستی عکس بگیری؟ گفتم: آره ولی نزدیک بود سرم رو بخاطر عکسای شما بچه های مهندسی از دست بدم!

مرتضی گفت: " نه بابا مگر ترکش ها تا اینجا اومد و ادامه داد طبق محاسبات نباید شعاع ترکش تا اینجا باشه

روزهای اول بود که من به سوریه رفته بودم؛ با خودم گفتم آقا مرتضی نزدیک بود کار دستم بده با این محاسباتش. خودش رفت پشت پناهگاه و منو به خطر انداخت!

 دو روز بعد دشمن به خط ما حمله کرد و من و مرتضی از ستاد تیپ به خط رفتیم. آنجا بود که مرتضی چون شیری به سمت دشمن و گلوله ها می رفت و هیچ ترس و واهمه ای از گلوله و خمپاره و جهنمی و.. نداشت و من بدنبال مرتضی می رفتم و اینبار در دل تحسینش میکردم و  متعجب از اینهمه شجاعت یاد آن روز افتادم و اینکه نظرم چقدر اشتباه بود درباره مرتضی او نه تنها هیچ ترسی در وجودش نبود که بسیار شجاع و نترس بود و چون مولایش امام حسین (ع) به سمت خطر می شتافت که در روز عاشورا فرمود: " إن کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی"، "اگر دین محمد(ص) جز با کشتن من پا بر جا نمی‌ماند پس ای شمشیرها مرا دریابید"

مرتضی نیز به مولایش اقتدا کرده بود و گویا در دل چنین می گفت " اگر باخون من حریم اهل بیت حفظ می شود، اگر باشهادت من ناموس شیعه و حریم ولایت حفظ می شود،پس ای گلوله ها و ترکش ها مرا دریابید " و سرانجام نیز به کمال مطلوب و بالاترین درجه یعنی مقام شهادت رسید و در جوار سرور و سالار شهیدان جاودانه شد

راوی: همرزمِ شهید زرهرن، جناب آقای وحدانی

وصالی:

15:نحوه شهادت شهیدتون رو توضیح میدید خواهرم؟؟؟

یا زهرا:

شهید زرهرن سمت فرماندهی تخریب رو داشتند ایشون با دل و جون وظیفه اش رو به نحو احسن انجام میداد زمان استراحتشون برای امداد و کمک رسانی به کمک مردم جنگ زده میرفت و زمان درگیری مستقیم با اینکه وظیفه ای نداشت مثل یک سرباز برای خانم زینب (س) در خط مقدم میجنگید

#مجموعه_خاطرات_شهید_زرهرن

سلام 

امروز که پیام های کانال آقا مرتضی رو میخوندم بازهم به یاد خاطرات روزهای باهم بودن و روز شهادتش افتادم .. یاد شجاعتش و اینکه تمام تلاشش این بود که تانک های تکفیری رو با آر پی جی بزنه و یا ازشون تلفات بگیریم تا مجبور به عقب نشینی بشن... و ساعتی بعد حین درگیریها هر دو تشنه بودیم.. پایگاه 2 ما در محاصره تکفیریها افتاده بود .. به مرتضی گفتم بریم جلوی ستادگردان آب بگیریم.. مرتضی گفت: فرصت نیست.. و لحظاتی بعد تعدادی از همرزمان از ستاد گردان به سمت ما آمدند و به اتفاق آنها به سمت پایگاه 2 که در محاصره بود حرکت کردیم... 

ما آب همراه نداشتیم ... از زمان آغاز درگیریها ( 4-5 عصر 21فروردین)که ما رفتیم خط تا لحظه شهادت آقامرتضی ( 3-4صبح 22 فروردین) حدود 12 ساعت طول کشید.. در این مدت تا وقتی که آقا مرتضی زخمی شدن و باهم بودیم و بعدش تا زمان شهادت هیچ آبی برای نوشیدن نبود ..

... امروز بادیدن پیام " رو به شش گوشه ترین قبله عالم..." در کانال شهید

یاد شهادتش با لب تشنه در دیار غربت افتادم .. انگار مقدر شده بود که اینگونه تشنه لب به دیدار مولایش امام حسین (ع) نائل شود.. 

خوش به سعادتش ..خداوند بر علو درجاتش بیفزاید ان شاء الله.

وصالی:

16: واکنش پسرتان هنگام رویارویی با پیکر شهیدتان چگونه بود؟؟؟

یا زهرا:

در شب درگیری ابتدا از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش قرار میگرن با همون حال به نبرد ادامه میدن تا اینکه مورد اصابت رگبار قرار میگرند و با لب تشنه به شهادت میرسند

علی آقا تا یه مدت بعد از دیدن پیکر پدرش میگفت بابام چه راحت خوابیده بود

وصالی:

17:از بی قراری و دلتنگی های فرزندانتان بگویید.

یا زهرا:

هدف از رفتن پدرشون رو براشون میگم مایه افتخار ماست و خدا رو هر لحظه برای این سعادت شاکریم 

اما بی قراری و دلتنگی چیزی نیست که ثانیه ای از یاد بچه ها بره بهشون گفتم بابا رفته پیش خدا

اتفاق همین دیروز رو میگم فاطمه خانم که الان ۳ سالش تموم شده با چادرش کنارم به نماز ایستاده بود و تمام طول نمازش فقط میگفت خداجونم لطفا بابامو بهم پس بده آخه دلم براش تنگ شده

این یک نمونه از دلتنگی های هر روزه بچه هاست

وصالی:

18:شهید وصیت نامه داشتند؟؟؟

اگر بله لطفا متن آن را برایمان ارسال کنید.

یا زهرا:

متاسفانه آخرین وصیتنامه ایشون که همراهشون بوده در بحبحوه جنگ مفقود شده و ما هم چشم انتظار پیدا شدنش هستیم

وصالی:

19:در پایان چه نصیحتی برای نسل جوان دارید؟؟؟؟

یا زهرا:

نصیحت نه اما ازشون خواهش دارم که با بصیرت باشند اسلام واقعی رو بشناسند و اهل ولایت فقیه باشند

سخن آقا امیر المومنین رو آویزه گوششون کنن که

هر کس در وقت یاری رهبرش در خواب باشد زیر لگد دشمنان بیدار خواهد شد

انشالله زیر سایه اسلام و رهبری امام خامنه ای هر چه زودتر شاهد ظهور امام عصر مهدی (عج) باشیم

وصالی:

بزرگوار مجمع خادمین یکی از برنامه هاش برگزار ی نمایشگاه های نقاشی و عکس از شهدا در سراسر کشور هست ،لذا خواهشمندیم یک هدیه ویژه به نمایشگاه مجمع اهدا بفرمایید.

هدیه هم می تونه :

دستنوشته ای از شهید.

چفیه یا لباس 

عکس شهید با امضای خانواده شهید 

یا هر هدیه ای که مد نظر شماست 

با تشکر

یا زهرا:

به روی چشم

وصالی:

من ازتون واقعا ممنونم که وقت گران بهاتون رو در اختیارمون گذاشتید

دعا کنید شرمنده شهداوشماخانواده عزیزشهدا نشیم خواهرم 

التماس دعا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۴۸
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

جلسه دوم از سلسله مباحث شاخص های رهایی ازفتنه ها


مجمع جهانی خادمین شهدا

محمدی همدانی



همدانی:
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

عرض ادب و احترام خدمت همه همکاران گرامی.

در جلسه گذشته به طور گذرا معنی فتنه ونیز شرح مختصری در مورد ان خدمت بزرگواران ارائه شد .

رسیدیم به شاخص های رهایی از ان از منظر امیر المومنین علی علیه السلام. شاخص ها که به اعتقاد ان حضرت هنگام هجوم فتنه ها می تواند ما را از دو راهی شک و تردید به سر منزل نجات راهنمایی کند ،عبارت شد از :
١_ همراهی با امام معصوم
٢_ شناخت حق و باطل
٣_پیروی از همه زوایای دین

امیر مومنان علی ع برای نجات جامعه اسلامی از گرداب ایمان براندازی شک و شبهات به بیان شاخص پرداخته با استفاده از به مضمون روایت پیامبر گرامی اسلام ص که فرموده بود:

مثل اهل بیت من در این امت مثل کشتی نوح علیه السلام و قوم ان حضرت است هر که در ان کشتی نشست از هلاکت و غرق شدن نجات یافت ، و هرکه ترک رکوب سفینه نوح نمود ، غرق گشت.(مناقب الامام علی ابن ابی طالب ص ١٤٨)

توجه به گفتار و رفتار اهل بیت پیامبر را به عنوان شاخص رهایی از فتنه ها معرفی می کند:
ای مردم ، امواج فتنه ها را با کشتی های نجات در هم بشکنید(نهج البلاغه. خطبه ٥)

شاخص دوم :
شناخت حق و باطل.
در این جلسه مایل هستم به طور فهرست وار با توضیحی مختصر از شاخص ها در خدمت باشم تا در جلسات اتی ان شاالله مفصل به شرح بحث بپردازیم زیرا سه شاخص اصلی که اشاره شد ارتباط مستقیم با یکدیگردارند.

در مورد شناخت حق و باطل علی علیه السلام در کلام گهرباری ، اندیشه و مرام حق را معیار و شاخص دیگری برای نجات فتنه ها دانسته و ما را از شخصیت زدگی و تسلیم در برابر بت های قبیله ای برحذر داشته می فرماید:

ایا حق و باطل را با میزان قدر و شخصیت اشخاص می شود شناخت ؟
حق را بشناس ، اهلش را خواهی شناخت ، و باطل بشناس اهلش را خواهی شناخت. (تاریخ الیقوبی ج ٢ ص٢١٠)

بنابر کلام امام باید حق شناس و باطل شناس بود نه شخصیت شناس، باید افراد را با حق مقایسه کرد ، اگر با ان منطبق شدند شخصیت ها را می پذیریم و گرنه نه.
امیر مومنان علی علیه السلام در فرازحکیمانه ای به توصیف اقسام ظلم و نیز، معرفی ان که به حق حکومت اسلامی ظلم می کند پرداخته و می فرماید:

این بخش بیانات گهر بار امام رو خواهش می کنم خوب توجه بفرمایید.

می فرماید : ستمکاررا سه نشانه است : بر ان که بر تر از اوست ستم کند به نافرمانی .
و بر ان که فروتر از اوست به چیرگی و ازار رسانی ،
و ستمکار را یاری کند و پشتیبانی .

نشانه اول که مطرح شد اینجا ملاک برتریت علم و تقوا و اخلاص است. واگر نافرمانی صورت بگیرد از نظر ان حضرت ستمکار است.

حال در جامعه امروزی با این سه نشانه ای که حضرت بیان می فرمایند از ستمکار شامل چه کسانی می شود ؟؟

نه نیاز به توضیح دارد نه تشریح اعمال و رفتار برخی خواص که در راس حکومت اسلامی قرار گرفته اند نشان از ستمکاری ندارد؟؟

در نشانه اول به انچه که می گویند عمل نمی کنند یعنی نفاق

ولایت مداری برخی از خواص زیر سوال است بلکه ولایت مداری در رفتار و اعمال انان دیده نمی شود

دو نشانه بعدی که در مدیریت جامعه کاملا مشهود است

یکی از عمده مشکلات قشر انقلابی عدم مطالعه تاریخ اسلام و عبرت گیری از اتفاقاتی که در طول تاریخ موجب ضربه های شدید به پیکره
اسلام شده است . دقیقا برعکس دشمنان که از ضعف های بوجود امده تاریخی به طور ویژه بهره برداری می کنند بر علیه اسلام
با مطالعه تاریخ می بینیم که برخی اشخاص مانند سلمان . ابوذر ، مقداد ، عمار اکثریت را رها کرده و علی ع را همراهی نمودند .چرا که ایشان اشخاصی اصولی و اصول شناس بودندو نخست حق را شناختن و سپس از شخصی مانند امام علی علیه السلام که نماد حق بود طرفداری کردند .

شاخص سوم
پیروی از همه زوایای دین:
در هجوم فتنه ها برای نجات و رستگاری باید به همه زوایای ثابت دین پایبند بود و رفتار و گفتار ی برگزید که نه تنها از جهت تشریع ، بلکه از جهت اخلاق و به ویژه ساختار اعتقادى و وحیانی یعنی مبانی مبداشناسی و فرجام شناسی و راه و راهنما شناسی مورد تایید باشد .

ان شاالله در جلسات اتی به شرط حیات به طور مفصل به این سه شاخص خواهیم پرداخت.

نثار روح شهدای اسلام امام شهدا صلواتی هدیه می کنیم بر محمدو ال محمد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۵
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بسم رب الشهدا🌹

اجرای طرح کودکان شهدایی :

✳ نو نهالان و کودکان  شیرکوه شهرستان  شیروان استان خراسان شمالی

با همراهی خادم الشهید وصالی ،از گلزار شهدا بازدید و اقدام به نقاشی از فضای معنویی گلزار نمودند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#مسابقه کودکان شهدایی

✔مجمع جهانی خادمین شهدا برگزار می کند:

🌷طرح بزرگ با هم فرشته شویم

💢رده سنی ۶تا ۱۲سال

🖼نقاشی از گلزار شهدا
📝نامه ای به شهید

🎁همراه با جوایزی ارزنده

آثار خود را برای ما ارسال کنید ⬇
@Hamadani_52

@alamdar94

@Sharahani


📡گروه مجمع🇮🇷
http://eitaa.com/joinchat/4102750219C440b76c0dd
📡کانال مرجع🇮🇷
🍃🌹@shahid_110

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۹
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


#اخبار_فرهنگی


 همدانی، مدیر مجمع خادمین شهدا از اجرای مسابقه نقاشی و نامه نگاری برای دانش آموزان ابتدایی کشور خبرداد؛

💢 طرح بزرگ کودکان شهدایی تحت عنوان #باهم_فرشته_شویم در گلزار شهدای سراسر کشور برگزار می شود

✅ همدانی: با استفاده از تمام ظرفیت های مجمع خادمین با هجوم دشمنان مقابله به مثل خواهیم کرد.

مشروح مصاحبه👇

💥 توجه 💥 توجه

خبری خوش در راه است...

💠 همراهان و حامیان ولایت ، دوستداران نظام جمهوری اسلامی برای زنده نگه داشتن یاد ونام شهدا و صیانت از فرهنگ جهاد و شهادت و اشنا نمودن نسل آینده با این فرهنگ #همراه ما باشید.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
بسم الله الرحمن الرحیم

👋 با عرض سلام ، ادب و احترام خدمت شما و مردم شریف و ولایت مدار ایران اسلامی.

همانطور که در جریان هستید تشکلی در حوزه شهدا تشکیل گردیده جهت صیانت و حفاظت از فرهنگ جهاد و شهادت .که قبلا در مورد اهداف و برنامه های ان به طور مفصل صحبت شد .
این مجمع با تلاش شبانه روزی خادمین گرامی ، برنامه های مجازی و حقیقی خود را به فضل خداوند رحمان شروع نموده است.

چندی قبل برنامه ای به شورای مجمع پیشنهاد گردید و با نظر اعضای محترم شورا تصویب و مراحل اولیه ان عملیاتی شد .
هدف این طرح مقابله با برخی برنامه های غلط که توسط دشمنان اسلام طراحی وبه وسیله برخی مسئولین حکومت اسلامی در داخل کشور اجرایی می شود خواهد بود .
بنابه فرمایشات ولی امر مسلمین راهکارنبرد هجوم فرهنگی دشمن مقابل به مثل است.لذا دستورات مقام معظم رهبری در همه حال سرلوحه تمام فعالیت های خادمین در این مجمع خواهد بود.

با این تفاسیر ؛ اگربرخی دستور العمل های صادره ، مبنی بر ممنوعیت دانش اموزان از گلزار شهدا و عیادت جانبازان توسط نهادهای فرهنگی اغاز گردیده ! ما نیز با استفاده از تمام ظرفیت مجمع ، مقابله جدی می کنیم تا فرهنگ ایثار و شهادت درذهن جوانان اینده این مرز و بوم برای حفاظت از ارزش ها وارمان های نظام اسلامی حفظ ، بلکه تقویت شود .
بدین منظور برنامه ی جامع و منظمی در این راستا طراحی ، و بزودی در اقصی نقاط کشور عزیزمان اجرایی می شود .
موضوع این طرح بزرگ و سراسری ، میهمانی کودکان پیش دبستانی و مقطع ابتدایی تحت عنوان ، #باهم_فرشته_شویم می باشد.

🔹روال این مسابقه بدین شرح است که عرض می نمایم:

🖼 مسابقه نقاشی ، یا نگارش یک نامه به شهید مورد نظر که عهد دوستی مابین فرشته های زمینی و اسمانی بسته شده است.

🔹رده سنی :٦_١٢سال

🔹اهداف:اشنایی کودکان و نوجوانان با شهدای محل زندگی و معرفی شهدای شهر خود _تجلیل از حماسه افرینی شهدا، صبر و گذشت خانواده معظم انها.

🔹توضیحات:جهت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا _پیوند احساسی و عاطفی کودکان با شهیدان و پایه ریزی فکری فریضه جهاد و شهادت ، وحراست از این فرهنگ ناب اسلامی در روزگاری که دشمنان داخلی و خارجی کمر به نابودی این فرهنگ بسته اند.

🔷برنامه اجرایی: والدین یا مربیان کودکان خود را تحت عنوان میهمانی لاله های پرپر ، به گلزار شهدا دعوت کرده و به صورت دسته جمعی یا انفرادی در کنار مزار مطهر شهید ، اقدام به رسم نقاشی از چهره شهید یا فضای گلستان شهدا نمایند .
🔻موضوع دوم: از کودکان بخواهند نامه یا دلنوشته ای برای دوست شهید خود بنویسند.

📸والدین یا مربیان از صحنه ارتباط کوک و شهید در حین انجام کار ،تصاویر تهیه کرده و همراه با نام کودک و شهید ، همچنین تصویری از نقاشی یا دلنوشته گرفته و برای این مجمع ارسال فرمایند.


🎁به ١٠ برگزیده برتر جوایزی اهداء خواهد شد.

🖼همچنین اثار ارسالی در نمایشگاه های مختلف مجمع ، نشر در فضای مجازی و چاپ کتب استفاده می گردد.

از همه والدین گرامی ، مربیان و معلمان و مربیان ورزشی و بخصوص از نهاد های فرهنگی ، مساجد ، و،، درخواست می نماییم در این برنامه همراه و پیشتیبان خادمین شهدا باشند.


💌منتظرارسال اثار زیبای شما هستیم .

قابل ذکر است #مجمع_جهانی_خادمین_شهدا با لبیک به فرمان فرماندهی معظم کل قوا به صورت اتش به اختیار تشکیل گردیده است.

جای دارد از زحمات همه همکارانم که شبانه روز در راه دفاع از فرهنگ جهاد و شهادت زحمت می کشند تشکر نمایم .

📥 مهلت ارسال : اول مهر_١٣٩٧

📬 نحوه ارسال: ارسال به ایدی های مندرج در اطلاعیه ها در ایتا

🆔 @Hamadani_52

🆔 @Sharahani

🆔 @alamdar94

📲٠٩١٧٤٤٧٠٢٦١◀

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


بسم رب الشهدا🌹

اجرای طرح کودکان شهدایی :

✳️نونهالان وکودکان شهر دبیران از توابع شهرستان زرین دشت

با همراهی خادم الشهید سرکار خانم راستگو از گلزار شهدا بازدید و اقدام به دلنوشته های شهدایی نمودند.


در پایان به این کودکان هدایایی اهداء شد


✍دلنوشته خادم الشهید سرکار خانم ، راستگو
مجری طرح کودکان شهدایی در شهرستان زرین دشت.


با سلام و خدا قوت
امروز نونهالان وکودکان شهر دبیران از توابع شهرستان زرین دشت در یه اقدام خدا پسندانه با حضور در گلزار شهدای شعبه یک شهر دبیران با نوشتن دل نوشته با شهدای این شهر و آ رمان های شهیدان تجدید میثاق کردندو با نوشتن دل نوشته بر سر قبور مطهر شهدا با شهدا انس گرفتند،جالب اینکه اکثرا با چادر و حجاب کامل در برنامه حضور داشتن و مطالبشان که در دل نوشته ها نوشته بودند در مورد پوشش چادر و حجاب بود
اری احساس کردم یه باری از دوشم برداشته شد،من احساس خنده شهدا را ازحجاب دختران که نشان از رضایت بود احساس کردم
من امروز حتی اگر برای لحظه ای دلی را به سوی انان جلب کردم برایم انگار بار صد ساله را از دوشم برداشته شدمن امروز احساس سبکبالی بعد از اجرای این برنامه کردم
من شوق دختران چادری دیدم که با چادر سیاه خود اینقدر غرق در نوشتن دل نوشته به شهدا بودند که گرمای پنجاه درجه شهرشان را فراموش کردند،
در پایان به برترین ها جوایزی اهدا گردیدو به دلیل گرمای زیاد با دادن بستنی  از انان پذیرایی کردیم

 خدا را شکر میکنم به خاطر این توفیق

#دردنامه

خیلی ناراحت شدم از اینکه هرچی میخواستم عکس از قبور مطهر شهدا بگیرم طوری که مشخص باشد اینقدر کهنه وکمرنگ شده بودند که مشخص نمی شدند
تصمیم گرفتم اگر توفیقی حاصل شد جهت رنگ امیزی حتما در اسرع وقت بروم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۳
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بسم رب الشهدا
اجرای طرح کودکان شهدایی :

✳️نونهالان روستای درهشور شهرستان زرین دشت

با همراهی یکی از خادمین ، از گلزار شهدا بازدید و اقدام به نقاشی از فضای معنویی گلزار نمودند.
در پایان به این کودکان هدایایی تقدیم شد.

ارسالی از:سرکار خانم راستگو

🔵🍃شهدای این روستا به شرح ذیل می باشد:

١_شهید خدارحم راستگو.
٢_شهیدشجاع الدین راستگو
٣_شهید اسماعیل میرشکاری

٤_شهیدولی ملک حسینی
٥_ شهید کاظم ملک حسینی

٦_شهیدعلیرضامیرشکاران

٧_شهید خورشید کاکایی _شهید بی سر

٨_شهیدزین عابدین متقی نژاد

٩_شهید عباس فرساد

١٠_سرباز وظیفه امامعلی زهدطلب

یاد و نامشان گرامی باد.

مجمع جهانی خادمین شهدا
@shahid_110
Www.martyrsofislamicworld.blog.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#گزارش

◀️ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا،

مصاحبه ای به صورت پرسش و پاسخ ، توسط خادم الشهید وصالی  ، با خواهربزرگوار شهید محسن حججی در گروه این مجمع برگزار گردید.



#خبرگزاری_پانا
🅿️ @panaeitaa

س:
بسم رب الشهدا

من عذر میخوام بابت تاخیر به وجود آمده

خواهرم اگه آماده اید شروع کنیم

ج:
سلام و عرض ادب
 بفرمایید درخدمتم

س:
من ازتون ممنونم که دعوتمون رو قبول کردید

بزرگواران خواهش میکنم تا آخر گفتگو پستی ارسال نکنید

1:لطفا اول خودتون رو معرفی کنید؟؟؟؟

ج:
بنده فاطمه حججی فرزند آخر خانواده هستم

س:
2:تاریخ تولد و مکان تولد شهیدتون برامون بگید لطفا؟؟؟؟

ج:
شهید محسن حججی متولد ۲۱ تیر ۱۳۷۰ هنگام اذان ظهر در  نجف آباد اصفهان به دنیا اومدن

س:
3:چند فرزندهستید؟؟؟؟شهید فرزند چندم هستند؟؟؟؟

ج:
۵ فرزند هستیم آقا محسن فرزند سوم هستند

س:
4:فاصله سنی شما و شهید چندسال است؟؟؟

ج:
من ۳ سال کوچکتراز آقا محسن هستم

س:
5:از خاطره های مشترک کودکیتان با شهید بگویید؟؟؟

ج:
آقا محسن واقعا خوش اخلاق و مهربون بود چون فاصله ی سنی مون کم بود باهم خیلی بازی میکردیم همیشه از مدرسه که میومد منو رو کولش سوار میکرد و باهام بازی میکرد همیشه جلو آینه وایمستادو مداحی میکرد ماهم دنبالش میدویدیمو باهاش میخوندیم

س:
6:فضایل و صفات اخلاقی شهیدتان را بیان کنید.

ج:
مهم ترین صفت اخلاقی که داشتند اون احترامی بود که به پدرو مادر می گذاشت هرروز که میومد خونه ی پدرو مادرم دستشون رو میبوسیدن حتی اگه روزی چند بار میومدن هرچند بار دسته پدرومادرم رو می بوسید.
یه ویژگی اخلاقیه بارزه دیگه ای ک داشتند اون اخلاصی بود ک داشت کاری ک انجام میداد هدفش فقط و فقط رضای خدا بود هیچکسی نمیفهمید ک چه کارایی میکرد اون نیتی ک داشت فقط خدا بود

تودوران سربازی پادگانشونو تبدیل کرده بود به کتابخونه
اعتقاد داشت کتاب معرفت آدمو میبره بالا

آقا محسن کلا خیلی فعال بود از دوران دبیرستان ک وارد موسسه ی شهید کاظمی شد اردوهای جهادیشونم شروع شد مدرسه سازی میکردن مسجد میساختن تو یکی از روستاهایی که رفته بود اونجا مسجد می ساختند نماز خوندن  یادشون داده بود و اولین نماز جماعت هم به امامت خودش برگزار شد
 
خیلی هم فعال بودن تو زمینه ی کتاب
هم زیاد کتاب میخوند هم کتاب خوندن رو ترویج میداد بین همه

س:
8:شهید در چه سنی ازدواج کردند؟؟؟؟
نحوه آشناییشان با همسرشان چگونه بود؟؟

ج:
شهید ۲۱ سالش بود ک ازدواج کرد تو یه نمایشگاه کتاب که خودشون از طرف موسسه زدن و همسرشونم اونجا فعالیت میکرد باهم آشنا شدن

س:
9:مهریه همسر شهید چه بود؟؟؟؟
واکنش شهیدتان نسبت به این مهریه چه بود؟؟؟
ج:
۱۲۴ هزار صلوات
حفظ قرآن با معنی
۱ سکه به یگانگی خدا
خودشون با مشورت هم این مهریه رو گذاشتند

س:
10:دلنوشته هایی از شهیدتان به جا مانده که  نشان از علاقه وتعلق خاطر ایشان به ائمه و شهادت دارد،شما قبل از شهادتشان از وجود این دلنوشته ها مطلع بودید؟؟؟

ج:
نه ماهمه ی دلنوشته ها رو بعداز شهادتشون دیدیم خیلی زیاد دلنوشته داشتن که واقعا به خاطره اون ارادت و عشقی بود ک به خدا و ائمه داشتن

س:
11:به کدام یک از ائمه ارادت بیشتری داشتند؟ ؟؟؟

ج:
به همه ی ائمه ارادت داشتند بیشتر از همه به حضرت زهرا(س) و امام رضا(ع)و امام حسین(ع)
به خاطر همین حدیث کسا هم زیاد میخوند با زیارت عاشورا

س:
12:عکس العمل شما در برابر  تصمیمشان برای رفتن به سوریه چه بود؟؟؟

ج:
بار اول که رفت سوریه ما نمیدونستیم ولی بار دوم ک میخواست بره یک ساعت قبلش اومد خونه ی مادرم من اونجا بودم گفت من دارم میرم سوریه دیگه زنگ زدم به خواهرام گفتم و کلی گریه کردیم چون واقعا به دلمون رسیده بود که این رفتن محسن دیگه برگشتی نداره و این خدافظی خدافظی آخره واقعا چشماش و همه ی حالت هاش مثل شهدا شده بود دیگه دل نداشت برا پر کشیدن و رسیدن به خدا

وقتی داشت میرفت بهمون پیام داد اگه غم و اندوهی به دلتون اومد به یاده غم و اندوه و مصیبت حضرت زینب بیفتید  و خودتونو با خوندن قرآن آروم کنید

س:
13:در چه تاریخی برای اولین بار عازم سوریه شدند؟؟؟
در کدام منطقه مستقر شدند؟؟؟

ج‌:
اولین بار ساله ۹۴ رفت

کلا دوبار رفت سوریه ساله ۹۴ و ۹۶

س:
آخرین دیدار

14:لطفا داستان اتیکتی که روی لباس برادرتان بود را برایمان بگویید.

ج:
روی اتیکت لباسش نوشت جون خادم المهدی
جون یکی از یاران امام حسین بود ک طبق روایتا امام حسین جون رو خیلی دوست داشته و خیلی عزت به اون داده چون جون خیلی خالص بوده
محسنم دوست داشته مثل جون برای امام زمان باشه

س:
15: از انگشتری بگویید که داعش با خود برده بود.
ج:
روی نگین انگشترش یا زهرا حک کرده بوده ک داعش با دیدن اون حرص بخوره و اینجوری ارادتشو به حضرت زهرا نشون بده

س:
16:چگونه خبر اسارتشان را شنیدید؟؟
در آن لحظه چه حسی داشتید؟؟؟

ج:
روز سه شنبه وقتی بیرون بودم خالم زنگ زده بود به همسرم گفته بود من تا همسرمو دیدم گریم گرفت فهمیدم یه خبرایی شده تا رفتیم خونه مامانم شنیدیم ک محسن اسیر شده واقعا اون لحظه حس کردم دنیا رو سرم خراب شده اصلا نمیدونم چجوری توصیفش کنم واقعا روز خیلی بدی بود تک تک کانال ها رو میگشتم تا عکسشو پیدا کنم وقتی پیدا کردم حس کردم نفسم واسه یه لحظه قطع شد
ولی وقتی اون شجاعت و صلابتشو دیدم دلم اروم گرفت

س:
19:چطور از خبر شهادتشان مطلع شدید؟؟؟
ج:
راستش اسارت برامون خیلی سخت بود نصف شب رفتیم سر مزار شهدای گمنام اونجا بود ک خبر شهادتشو از طریق اینترنت فهمیدیم تو یکی از کانال هاگذاشته بودند از یه طرفی دلمون آروم شد که دیگه شهید شده و اسیر نیست از طرف دیگه هم واقعا از اینکه دیگه نمیبینیمش ناراحت بودیم

س:
20:در معراج الشهدا به برادرتان چه گفتید؟؟؟

ج:
تو معراج الشهدا فقط ازش خواستم که شفاعته ماروهم پیشه امام حسین بکنه

س:
21: آیا تا به امروز خوابشان را دیده اید؟؟
اگر بله میشود برایمان تعریف کنید؟؟

ج:
چند باری خوابشو دیدم یکیشو اگه بخوام بگم اینه ک مادرم خیلی بی تابی میکرد میگفت نکنه محسن درد کشیده موقع شهادتش خیلی اذیت میشد همون موقع ها بود ک خواب دیدم ازش پرسیدم محسن واقعا دردی نکشیدی لبخند زدو گفت حتی یه ذره هم دردی احساس نکردم چند بار گفت با همون آرامش و لبخندی که داشت

س:
22:اگه شهید وصیت نامه داشتند ممنون میشم برامون بفرستیدش.

23:به عنوان خواهر شهید در این وضع کشور چه توصیه ای به هم وطنانمان دارید؟؟؟؟

ج:
توصیه ی من به همه ی خانوم هااین هست که واقعا ما حداقل کاری ک میتونیم تو این جامعه با این اوضاع بکنیم اینه که چادرمون که نشانه ی چادر مادرمون حضرت زهرا هست رو حفظ کنیم

ان شاالله که بتونیم تو این دوران آخرالزمان پیش امام زمانمون روسفید بشیم
توصیه ای که به همه به عنوان یه خواهر کوچکتر دارم این هست که حتما کتاب هایی ک درمورد شهدا هست رو مطالعه کنیم و الگوی زندگیمون قرار بدیم


سوال کاربر

میشه ازشون بپرسید که سربازی شهید واقعا بوشهر بوده یا نه؟😔😭

ج:
سربازیشون استان خوزستان شهرستان دزفول بود

سوال  چند کاربر

میشه از خواهر شهید بپرسید چند ویژگی بارز شهید رو برامون بگن؟ ویژگی ها و ارزش هایی که خیلی مقید بودن و خانواده احساس میکنن همون ها موجب قرب بیشتر شهید به خدا شده؟

سوال کاربر
سلام  ببخشید  شهید  حجی  کتابی دارند  اگردادرند بگید تا بخریم  ؟//

ج:
بله تا حالا دو تا کتاب چاپ شده ولی کتاب اصلیشون قراره به زودی چاپ بشه

اون کامله فک کنم واسه سالگرد رو نمایی بشه

خادمین عزیزشهدا
خواهر شهید الان کاری براشون پیش اومده
شما سوالاتتون پی وی اعلام کنید من جوابش رو بهتون اعلام میکنم

ج:
تو سوال های بالا اشاره کردم بیشترین ویژگی که داشتند اون اخلاص و بی ریا بودنش بود و احترام ویژه ای بود ک به پدر و مادرم می گذاشت و این عبادت هاش واقعا خالصانه و برای خدا بود

سوالاتونو بپرسید ان شاالله بعدا سر فرصت جواب میدم
یا علی

س:
خواهرم من ازتون ممنونم که وقتتون در اختیارمون گذاشتید

ان شاءالله که شرمنده شهدای عزیزتون نشیم
التماس دعا


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

واکنش مدیر مجمع جهانی خادمین شهدا 

نسبت به تصاویر منتشر شده در فضای مجازی ،ازپدر بزرگوار سردار شهید مراد عباسی شهر کنگاور

همدانی: بی توجهی به خانواده شهدا ، بی توجهی به فرهنگ جهاد و شهادت است

بسم رب الشهدا و الصدیقین

اسلام کاملترین دین برای تکامل و سعادتمندی بشر است.

اسلام دین آزادی و آزادگی است . پیامبر خدا آمد و استعداد های عقول خلاق بشر را شکوفا ساخت تا در پرتو این شکوفایی ، مستکبران و ستمکاران نتوانند راهی برای تسلط و استثمار مومنان بیابند

او به انسان ها شخصیت و شهامت و آزاد مردی آموخت تا با انزجار و تنفر حاضر به پذیرفتن کمترین ظلم و واسطه گری نباشند.

تاریخ نشان می دهد که مردان الهی راه و درس مبارزه برای رسیدن به قسط و عدالت، از خدای جل و علای خویش آموختند. و این گونه است که ما در صدر اسلام شاهد زیباترین پایداریها و استقامت در راه حق هستیم و فداکاری و جان نثاری را در عالی ترین شکل آن در حرکت شهادت طلبانه کسانی مانند بلال حبشی ، عمار یاسر ، ابوذر غفاری و اینک در زمانه خویش رزمندگان جبهه مقاومت اسلامی درجبهه های مبارزه علیه کفر نظاره گریم.

ایثارگری و گذشت ، جانباختگی و شهادت در راه حق از خصوصیات شاخص مردان درس خوانده مکتب حسین ابن علی ع که همیشه بر پیمان وفاداری با خدای خویش استوارند .

مجاهدانی چون سردار مراد عباسی که خدای را از عمق وجود درک کرده و عاشقانه در آن سوی مرزها به یاری مظلومین می شتابد و جان به جان آفرین تسلیم می کند.

پدر از ارزشمندترین سرمایه خود که فرزند صالح است دل می کند تا دل انسانها از خشم حرامیان نلرزد.

جوان رعنای پدر! سردار رشید اسلام در آن سوی مرز ها بی هیچ نشانه ای می آرامد تا غیرت شیعه بر بلندای بارگاه عمه سادات با نسیم ملایم، روحِ انسان های آزاده را جلا دهد.

اما دراین میان پدر می ماند و دنیایی از دلتنگی در فراق پسر قهرمان .

تصویر منتشر شده از این پدر دریا دل نشان از غیرت و شرافت برای 

کسب روزی حلال دارد. جای هیچ ملالی نیست بلکه موجب افتخار است که باید بوسه باران کرد دستان مبارکش را ،اما سوال اینجاست ، وظیفه مسئولین در قبال این عزیزان چیست ؟

 وظیفه کسانی که به برکت خون این مجاهدان و گذشت و صبر این پدران و مادران به کرسی قدرت تکیه زده اند چه می شود؟

امید آن می رود مسئولین استان کرمانشاه و شهر کنگاور نگاه خود را از بازی های سیاسی و جناحی در این موارد تغییر داده و اصل وظیفه قانونی خود که حمایت از خانواده معظم شهداست را با جان و دل بکار گیرند. 

صیانت از فرهنگی که ما از ان دم می زنیم ، در حقیقت خانواده امثال شهید عباسی است که می توان انان را فرهنگ مطلق نامید.بی توجهی به انان بی توجهی به اصل اسلام و فرهنگ جهاد و شهادت است.و هرگونه بی مهری بر انان غیر قابل گذشت می باشد.

مجمع جهانی خادمین شهدا در راستای دستور فرماندهی معظم کل قوا ،صیانت از فرهنگ جهادوشهادت را در دستور کار خود قرار داده و با تمام توان از ارمان های شهدا و نظام اسلامی دفاع و حمایت خواهد کرد.

والعاقبة للمتقین 

مدیر مجمع جهانی خادمین شهدا

افسران اتش به اختیار

✍محمدی همدانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


#گزارش

◀️ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا،

اولین جلسه کنفرانس ،با موضوع فتنه _ و شاخصه های رهایی از فتنه ها در تاریخ ١٣٩٧/٥/١٤ در محل گروه این مجمع  ، توسط محمدی همدانی برگزار گردید.


همدانی:
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

قبل از هر سخنی بهتر است مختصر توضیحی در باب واژه فتنه و معنی ان با استفاده از کتاب ، فتنه گران  و فتنه ، خدمت همکارانم عرض نمایم .

فتنه از نظر لغوی و کاربر ان در قران و روایات معانی متفاوتی تعریف شده است .
اقداماتی که به منظور ایجاد تفرقه و نفاق بین دو نفر یا اجتماع انجام می شود فتنه می گویند.

بر این اساس می توان اقدامات داخلی و خارجی را در راستای بر هم زدن وحدت دینی و ملی جامعه را فتنه نامید.

در زبان فارسی این واژه کاربرد فراوان دارد و به معانی ؛ امتحان کردن، ازمودن ، گمراه کردن ، ضلالت، اختلاف میان مردم ،و اشوب  است.

در روضة الجنان اصل فتنه به معنای امتحان و ازمایش از پدیده ها که باطن ادمی به ان پیدا شود فتنه خوانده می شود .

اما یکی از معانی کاربردی که با حال امروز صدق می کند ؛ یک نوع ازمایش ، برای مشخص شدن ناخالصی ها ، تا صدق گفتار هر کسی مشخص شود.

اگر مصداقی این مورد را بررسی کنیم می توانیم به چهل ساله انقلاب اسلامی از پیروزی تا کنون اشاره نماییم،

در طول این چهل سال مسئولین حکومتی بیشترین اسیب را در وحله نخست به خود از نظر تقوا و سپس به جامعه زده اند.
در هر مقطعی می بینیم که یک سری از مسئولین در همین امتحانات ریزش کرده اند ، و عمده علل اصلی نیز در همه حال تفریط و افراط نقش مهمی داشته است.

پس می توان گفت ؛ در حقیقت یک امتحان از طرف خداوند بوده  که چهره مدعیان افشا شود .
خداوند با مواجه دادن انان با مشکلات ، تنگناها و پیچیدگی ها نا خالصی های وجودی خود را بشناسند و علاج کنند. که در بیشتر مواقع می بینیم از معالجه عاجز بلکه بیشتر فرو رفته اند.

حرکت انسان خواه ناخواه در جامعه مخالف و موافق دارد ، طعنه ها ، تهمت ها ، ریشخند ها از سوی شیطان گونه ها انجام می شود و اوست که در این حرکت باید استقامت و صبر پیشه کند .

به طور مثال در طول سال های اخیر می بینیم که برخی نهادهای ارزشی مرتبا از سوی برخی مورد حمله قرار گرفته اند ، اما هیچ گاه غیر از صبر و بردباری و ادامه مسیر حق و بی توجهی به یاوه گویی ها ،از انها دیده نشده است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی از این نهاد هاست که در همه حال در کنار مردم بوده و رسالت خود را به عنوان یک سازمان مردمی بخوبی انجام داده است . از کمک رسانی به زلزله زدگان تا کمک به بحران های مختلف پیشتاز بوده و وظایف امنیتی جامعه را نیز بخوبی به نتیجه رسانده است .
اما می بینیم که در همه حال مورد حمله برخی مدعیان قرار می گیرند .
وقتی به کمک دولت در حوزه امور خارجه بیانیه صادر می کند شخصی مثل علی مطهری چشم بر قانون اساسی بسته و با جملاتی مغرضانه می خواهد وظیفه این نهاد مردمی را یاداوری کند !

در این میان کسانی نیز هستند که جذب شخصیت ها شده و حرکت خود را از دست داده اند.
در جامعه بعضی را خداوند با مال و مقام افزونی می دهد و یا با تقوا و اخلاص او را برتری می بخشد ، همین برتری ها موجب ازمایش می شود اینجاست که باید دید انسانها در برابر فزونی ها صبر پیشه می کنند یا با بی تابی و از هر راهی در صدد رسیدن به ان چیزی که دیگران دارند بر می ایند ،

وقتی انسان تسلیم نفس خود می شود طبق فرمایش قران شیطان بر دل انها سخت احاطه یافته و فکر خدا را به کلی از یادشان می برد ، انها حزب شیطان شده و در حقیفت با طناب شیطان به چاه رفته و شیطان را ولی خود کرده و در پی ایجاد دسیسه هایی برای جلوگیری از حرکت جامعه به سوی توحید بر می ایند.

نتیجه می شود چپاول و غارت بیت المال ، نتیجه می شود ظلم به مردم جامعه ، نتیجه می شود حال امروز کشور عزیزمان که کمر بیش از هشتاد درصد مردم در زیر فشار افتصادی خم می شود .

در زمان غیبت امام زمان عج جامعه اسلامی باید بر اساس ولایت فقیه حرکت کند همین خط شیطانی تلاش می کنند که نیابت امام یعنی ولایت فقیه را از صحنه کنار بگذارند و مانع گرایش و تمایل مردم به این خط شوند و در این راه به تمام حیله ها دست می زنند و تمام توان خود را به کار می گیرند و همه چهره های پلید تجمع می کنند ودر نابودی خط واایت به توافق می رسند و هر کدام از راهی به تخریب اصلی ترین پایه نظام اسلامی می پردازند.

انچه در این بیان مهم است که این فتنه انگیزان گاهی در لباس اسلام و روحانیت ظاهر می شوند تا مطابق با نقشه و برنامه ریزی دشمن حرکت کرده تا پایه های نظام اسلامی را متزلزل کنند .

این گفتار تقریبا دلالت بر احوالات خواص جامعه اسلامی دارد ، که در تاثیر گذاری بر افکار عموم می توانند نقش مهمی داشته باشند.
تاریخ فراموش نمی کند !
اگر مروری بر احوال برخی مدعیان امروزی داشته باشیم می بینیم که در گذشته به حدی افراط در دین داشته اند که خود نیز شاید شرمسار شوند اما به جای جبران می خواهند ضربات خود را بر دوش دیگری گذارند .
مطالعه کنید تاریخ این چهل سال انقلاب اساامی را ،خواهید دید چه کسانی می خواستند در

خیابان و دانشگاه ها بین خواهران و برادران دیوار بکشند؟

یا چه کسانی بر این عقیده بودند که جوانان را باید با شلاق و کتک زدن در خیابان اصلاح کنند؟؟

اما در کمال ناباوری این مسائل را به دیگران که دلسوزان نظام و مردم هستند نسبت می دهند

اما می پردازیم به موضوع اصلی بحث  یعنی ؛ شاخص های رهایی از فتنه ها:

هنگام بروز فتنه ها امت اسلامی به هدایت و تلاش برای خروج از فتنه ها نیازمند است و تحقق این مطلب ، به وجود برخی شاخص ها برای تشخیص حق و باطل وابسته است ، چه اینکه سفارش امیر مومنان علی علیه السلام به امت اساامی این بود که به فتنه و فتنه گری مشهور نباشد: پس تلاش کنید که شما پرچم فتنه ها و نشانه های بد عت ها نباشید(رک نهج البلاغه خطبه ١٥١)

از این نکته فهمیده می شود فتنه و فتنه گری شاخص هایی دارد که می توان با شناخت ان و نیز شناخت شاخص های حق و حقانیت ، از شک و انحراف نجات پیدا کرد .

حضرت علی علیه السلام تلاش می کند با بیان برخی شاخص ها ، امت اسلامی را در دو راهی شک و تردید به سر منزل نجات راهنمایی کند . برخی از شاخص ها به اعتقاد ان حضرت هنگام هجوم فتنه ها باید به انها توجه شود عبارتند از:

یک: همراهی با امام معصوم

دوم:شناخت حق و باطل

سوم:پیروی از همه زوایای دین اعم از عقائد ، اخلاق و احکام

ان شا الله به شرط حیاط در جلسات اتی این شاخص ها را به طور مفصل توضیح خواهم داد

پوزش بنده رو پذیرا باشید به دلیل طولانی شدن وقت جلسه

شادی روح مطهر شهدای اسلام ، امام شهیدان ،
برای سلامتی و طول عمر مقام عظمای ولایت و سلامتی همه خادمین شهدا ، هدیه می کنیم صلواتی بر محمد و ال محمد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۰۲
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#گزارش

◀️ به گزارش خبرگزاری پانا امور رسانه ای مجمع جهانی خادمین شهدا،

مصاحبه ای به صورت پرسش و پاسخ ، توسط خواهر وصالی با حجت السلام و المسلمین صابری ، پدر بزرگوار شهید مهدی صابری در گروه این مجمع برگزار گردید.



#خبرگزاری_پانا

🅿️@panaeitaa

مصاحبه گر؛ خواهر وصالی ؛مجمع جهانی خادمین شهدا


بسم رب الشهدا

در خدمت پدر گرامی شهید مدافع حرم مهدی صابری از لشکر فاطمیون هستیم

ازتون خواهش میکنم تا آخر کنفرانس پستی ارسال نکنید
لطفا

1:لطفا اول خودتون رو معرفی کنید؟؟؟؟

ج:
بسم الله الرحمن الرحیم.
عرض سلام و ادب خدمت اعضای محترم مجمع جهانی خادمین شهدا
بنده غلام رضا صابری پدر شهید مدافع حرم  میرزا مهدی صابری، فرمانده گروهان علی اکبر علیه السلام ازتیپ فاطمیون هستم.

س:
2:جناب صابری تاریخ تولد و مکان تولد فرزندتون بهمون بگید ؟؟؟؟

ج:
#شهید_مدافع_حرم_میرزا_مهدی_صابری_لشگر_فاطمیون

🔸شهید میرزا"مهدی صابری" با نام جهادی "غلامحسین" فرزند:حجت الاسلام "غلامرضا صابری" در تاریخ: ۱۳۶۸/۱/۱۴ در بیمارستان جواد الائمه(ع) شهر مقدس "مشهد" در خانواده ای مذهبی و انقلابی دیده به جهان گشود🔸

🔹شهید "میرزا مهدی" در خانواده ای کوچک بدنیا آمد و فرزند اول و تنها پسر خانواده به همراه دو خواهرش بود🔹

🔸شهید "میرزا مهدی" پدرش روحانی بود و با تعالیم پدر آموزه های دینی را آموخت و اینگونه بود که عشق بر معبود در او جان گرفت🔸

🔹خانواده شهیدمیرزا "مهدی صابری" بعد از تولد "میرزا مهدی" در شهر "مشهد مقدس" بلافاصله به "قم" بازگشتند🔹

🔸شهید "میرزا مهدی" پس از پایان رساندن تحصیلات دبستان و دبیرستان؛تحصیلات عالیه را در رشته "زمین شناسی کاربردی" آغاز کرد🔸

🔹تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود، که در "هیئت ٵم ابیها(س)" برای مادرش زهرا(س) دم می گرفت🔹

🔸شهید "میرزا مهدی" نوجوانی اش را با فعالیت های مفید می گذراند؛ طبیعت،کوه،دشت،دوچرخه،کوهستان و آموزش مهارت های امداد و نجات هلال احمر و تکاپو در فعالیت های مسجد و هیئات ارباب🔸

🔹شهیدمیرزا "مهدی صابری" غیرت خانواده بود و هیچ وقت بی حرمتی به ناموس دین را تاب نمیاورد؛ خانواده را دوست داشت،اما خانواده ارباب را بیشتر، به همین دلیل عازم میدان نبرد شد🔹

🔸اولین بار در "شهریور سال ۹۳" برای دفاع از حرم بی بی زینب کبری(س) عازم شد و بعد از ۳ ماه نیم برای دیدار خانواده به "قم" بازگشت و به "مشهد مقدس" سفر کرد؛ تا اذن شهادت را از علی بن موسی الرضا(ع) بگیرد🔸

🔹بعد از این که کارهایش را انجام داد؛ دوباره راهی سفر عشق شد و آنطور که آرزو داشت،با لب تشنه و با زخمی همچون مادرش "زهرا(س)" شهد شیرین شهادت را نوشید🔹

🔸شهید "میرزا مهدی صابری" سعادت شهادتش بواسطه ی ادبش نسبت به "اهل بیت(ع)" نصیبش شد؛ وی خودش را وقف "اهل بیت(ع)" کرده بود او یک نوکر به تمام معنا برای "اهل بیت(ع)" بود🔸

🔹مهدی صابری
@Shahid_Saberi

این هم بیوگرافی کوتاهی از شهید

س:
3:چند فرزند دارید؟؟؟شهید فرزند چندمتان هستند؟؟؟

ج:
سه فرزند الحمدلله
مهدی و دو دختر.مهدی فرزند ارشدم هست

س:
4:از خصوصیات اخلاقی و علایق شهید برایمان بگوئید؟ ؟؟

ان شاءالله دو دخترتون خدا بهتون ببخشه
و شهیدتون  با حضرت علی اکبر(ع) محشور بشن

ج:
ازخصوصیات بارز اخلاقی ایشون میتونم به ادبشون اشاره کنم.این ویژگیشون بین دوست و آشنا و فامیل زبانزد بود.
بسیار ادب داشت نسبت به اهل بیت، با ادب ووتواضع خاصی از این بزرگواران یاد میکرد و اسامی ایشان رو بسیار بااحترام به زبان میاورد.حضرت علی اکبر علیه السلام رو شهزاده علی اکبر علیه السلام یاد میکرد.
و همینطور ادب نسبت به پدرومادر و بزرگتر و حتی با کوچک ترهاهم همینطور.جوری ک کوچک و بزرگ شیفته ش میشدن و کسی نبود که مهدی رو دوست نداشته باشه.
ازعلایقش هم میشه به علاقه ش به ورزش یاد کنم.در تمامی مراحل زندگیش به ورزش مشغول بود.کوهنوردی.دوچرخه سواری وچند سال آخر حیات مادی هم مشغول ورزش بوکس بود.

س:
5:لطفا خاطره ای از کودکی شهیدتان بیان کنید؟؟؟

س:
مهدی تنها 9سال داشت که در مدرسه و هیات محل مداحی میکرد و جمعیتی از بزرگسالان با نوای مهدی دم میگرفتند و سینه زنی میکردند که بسیار باعث افتخار من و مادرش بود.
و درهمین سن بود که مداحی اش از صدا وسیما پخش شد و فامیل و اقوام تماس میگرفتند با مادرش و میگفتند ما مهدی را در تلوزیون دیدیم و خیلی تشویق و تحسین میکردند.

س:
6: پدرجان پسرتون فعالیت های بسیجی هم داشتند؟ ؟؟؟
اگر بله چه کاری انجام میدادند در پایگاه یا مسجد محل فعالیتشان؟ ؟؟؟

ج:
بله.هم در پایگاه  و هم در مسجد محله و هم بسیج مدرسه.
در بخش های گوناگون کارهای فرهنگی خدماتی انجام میداد و تا اواخر ازاعضای فعال بسیج مسجد و هیات خودشون بود.
و درواقع هرکاری که از دستش برمیامد و ازش درخواست میکردن نه نمیگفت و بهترین وجه ممکن اون کار رو انجام میداد.

س:
7:از وضعیت درسی شهیدتان بگوئید؟؟؟

ج:
بسیار باهوش و بااستعداد بود.در حالی جناب همدانی, [۰۴.۰۸.۱۸ ۱۳:۵۷]
که در منزل کمکی از جانب خانواده در مباحث درسی دریافت نمیکرد، همواره نمرات بالا و ممتاز دریافت میکرد از مدرسه که می آمد اول تکالیفش رو انجام میداد و البته بیشتر درک مطلب و فهم درس  سر کلاس براش محقق میشد و  همیشه مورد تشویق مربیان مدرسه قرار میگرفت و در مراجعاتی ک بنده و مادرش به مدرسه داشتیم همواره مایه ی افتخار و سربلندی اینجانبان بود و با عنوان قاری در مدرسه شناخته می شد.هروقت من یا مادرش به مدرسه میرفتیم مدیر و ناظم تمام قد به احترام می ایستادن و میگفتند پدر قاری آمده و بسیار از مهدی راضی بودند

س:
8:تحصیلات دانشگاهی هم داشتند؟؟؟
اگر بله مدرک تحصیلی شان در چه رشته ای بود؟؟؟

ج:
بله.ایشان دانشجوی مقطع کارشناسی در رشته ی زمین شناسی کاربردی دانشگاه پیام نور قم بودند که البته با رفتن به سوریه درسشان نیمه تمام ماند.
وقتی برای رفتن اصرار میکرد و من میگفتم اول درست را تمام کن میگفت بابا خودم اینجام اما دلم سوریه ست.نمیتونم ذهنم رو سر کلاس جمع کنم.

س:
9:شهیدتان به کدام یک از ائمه ارادت بیشتری داشتند؟؟؟
یا کدام دعا را بیشتر میخواندند؟؟؟

ج:
مهدی به هریک از اهل بیت علیهم السلام جورخاصی ارادت داشت.اما بیشتر شیفته ی مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها بود و همینطور عاشق حضرت علی اکبر علیه السلام که در جای جای وصیت نامه شون این علاقه مشهوده.
در میان ادعیه به ناد علی اعتقاد خاصی داشت و خیلی میخواند و جواب میگرفت و همینطور زیارت عاشورا رو بسیار می خواند.

س:
10:شهید مجرد بودند یا متاهل؟؟؟؟

ج:
مجرد

س:
11:درکنار بعضی از عکس های شهیدتان یادداشت های وجود دارد،لطفا از آن یادداشت ها و دلنوشته ها بگویید؟؟؟

ج:
این یادداشت ها از دفترچه ای که برامون به یادگار مونده هست.
این دفترچه مخصوص دورانی که در سوریه حضور داشت بود! و رویدادها و خاطرات و گاها فعالیت های روزانه اش را در آن ثبت میکرد و هر یک از روزها رو به یاد و با مخاطب قرار دادن شخص خاصی می نوشت.مثلا با مامان. با بابا یا با بچه ی خواهرش که اون زمان 6 ماه بیشتر نداشت وقتی آمده بود مرخصی به خواهرش به شوخی میگفت از لج تو هم که شده این دفترچه رو پر میکنم.چون خواهرش قبل رفتن بهش گفته بود اونجا وقت نمیکنی بنویسی، الکی به خودت زحمت نده!

و حاوی نوشته های بسیار شیرین و با مفاهیم عمیق هست که حاصل معرفت بالای شهید هست

س:
بله درسته

12:پدرجان چه شد که پسرتان تصمیم گرفت به سوریه برود؟؟؟

ج:
عشقی که به اهل بیت علیهم السلام داشت بهش این اجازه رو نمیداد که ساکت بشینه و کاری نکنه.وظیفه ی خودش میدونست برا دفاع از حریم ولایت به میدان جنگ بره و تا پای جان خدمت کنه و دفاع کنه.

س:
13:واکنش خانواده نسبت به این تصمیم شهید چگونه بود؟؟؟
چه شد که به رفتنش رضایت دادید؟؟؟

ج:
درابتدا مادر و خواهرانش راضی نبودند ولی یک سال و نیم تلاش کرد و در واقع با دعای خود مادرش رضایت ایشان را جلب کرد.به این صورت که هروقت مادرش سر سجاده ی نماز بود به مادرش میگفت مامان برام دعا کن، بگو هرچی مهدی میخواد خدا بهش بده.و مادرش هم همین دعا رو میکرد.و اونچه که مهدی میخواست رضایت مادرش بود که جلب شد.

س:
14:اولین اعزامشان در چه تاریخی بود؟؟؟چندبار اعزام شدند؟؟

ج:
21 شهریور سال 93
دوبار اعزام شدند.

س:
15:درکدام منطقه بودند و وظیفه شان چه بود؟؟؟

ج:
در اعزام اول در حماء و حلب مسئول مخابرات بود و البته پاکسازی و شناسایی مناطق عملیاتی را نیز انجام میدادند.
در اعزام دوم فرمانده و مسئول نیروی مخصوص خط شکن، گروهان حضرت علی اکبر علیه السلام بودند.

س:
16:از آخرین تماس یا دیدارتان برایمان بگوئید؟؟؟؟

ج:
وقتی به مرخصی آمده بود با مادرش به زیارت امام رضا علیه السلام رفت و اونجا بعداز زیارت به مادرش گفت من اذن شهادتم رو از امام رضا علیه السلام گرفتم
آخرین تماس هم چند روز قبل از شهادتش بود و خیلی اصرار داشت من و مادرش براش دعا کنیم که کار مهمی درپیش دارن.

س:
17:در چه تاریخی و در چه منطقه ای به شهادت رسیدند؟؟؟

ج:
نهم اسفند سال 93
در منطقه درعا عملیات تل قرین.

س:
18:نحوه شهادت پسرتان چگونه بود؟؟؟

ج:
#شهید_مدافع_حرم_میرزا_مهدی_صابری_لشگر_فاطمیون

🔸نحوه شهادت شهید میرزا "مهدی صابری"🔻

🔹گرفتن «تل قرین» که اهمیت فوق العاده‌ای در از بین بردن کمربند حائل رژیم صهیونیستی در بلندی‌های جولان داشت با غیرت حیدری بچه های "فاطمیون" میسر شد و این پیروزی آسان بدست نیامد🔻

🔸جنگ بچه‌ها خاکریز به خاکریز نبود، بلکه تن به تن با تکفیری‌ها گلاویز شده و بچه‌های خط شکن به فرماندهی شهید "مهدی صابری" سینه به سینه تکفیری‌ها زد و خورد می‌کردند🔻

🔹تکفیری‌ها که پاتک شدیدی را برای پس گرفتن تل قرین شروع کرده بودند از آسمان و زمین آتش سنگینی می‌ریختند و بچه های "فاطمیون" ازبس با دوشکا و سلاح‌های سنگین 23 شلیک کرده بودند که این سلاح‌ها هم از کار افتاده بود🔻

🔸سختی و شدت جنگ، توان بچه های "فاطمیون" را بریده بود و بدتر از همه نداشتن مهمات و از کارافتادگی سلاح‌ها، دشمن را امیدوار کرده بود🔻

🔹تنها اسلحه‌ای که با آن نفرات دشمن را به درک می‌فرستادند کلاش بود که با پایان یافتن آخرین گلوله‌های بچه های "فاطمیون" عملا آن را هم از دست داده بودند اما آن طرف مجهز بود به آخرین سلاح‌های مدرن هدیه اسرائیل🔻

🔸در این میان شهید "مهدی صابری" هم فرماندهی می‌کرد و هم به جهت اینکه آشنایی کاملی به مهارتهای پزشکی و پرستاری داشت به مداوای مجروحین می‌پرداخت و یکجا بند نمی‌شد»🔻

🔹همه بخاطر تمام شدن مهمات‌مان در اوج ناامیدی بودند، که ناگهان دیدند، که شهید #فاتح_معاون_سردار_شهید_توسلی یک چفیه پر از نارنجک برایشان آورد🔻

🔸هدیه‌ای بود از طرف «ابوحامد(توسلی)» و در آن شرایط سخت خدا می‌داند که این هدیه چه اندازه شور و شعف در دل "میرزامهدی"  و بچه‌های خط شکن ایجاد کرد🔻

🔹از آنجا که بچهای "فاطمیون" نسبت به تکفیری‌ها در موضع بالاتری قرار داشتند و آنها هم در چندمتری آنها در پایین تپه در حال بالا آمدن بودند (گویا فهمیده بودند مهمات‌ نیروها به پایان رسیده و کار بچها تمام است) بچه ها  معطل نکردند و شروع کردند به انداختن نارنجک‌ها🔻

🔸با هر نارنجکی که "بچه ها" پرتاپ می‌کردن؛ جمعی از آنها راهی دوزخ می‌شدند، اما انگار تعدادشان کم نمی‌شد، بیش از صد نفر از تروریست ها را بچه های "فاطمیون" به هلاکت رسونده بودن؛ اما مثل مور و ملخ زیاد می‌شدند و بالا می‌آمدند آنها اهمیت تپه را می‌دانستند و نمی‌خواستند شکست را قبول کنند🔻

🔸در همین حین از جناح دیگری دشمن قصد نفوذ و قیچی بچه‌ها را داشت که شهید "مهدی صابری" این شیرمرد با تیزهوشی فهمید و در حالی که بقیه افراد از او بی خبر بودند به همراه یکی دیگر از نیروها غریبانه در مقابل وحشی‌های تکفیری صف آرایی می‌کرد و جنگ نفر به نفر شروع می‌شود🔻

🔹شهید "میرزا مهدی" "علی اکبر" گونه جنگ شدیدی را آغاز می‌کند دشمن که عقب‌نشینی کرده و تنها راه چاره را انداختن خمپاره می‌داند که در این بین ترکش خمپاره مهدی را زخمی می‌کند؛ بچه های "فاطمیون" در صحنه نبرد بودند که دیدند "میرزا مهدی" خودش را با تن مجروح به آنها رساند🔻

🔸تا نگاه فرمانده به "میرزا مهدی" می افتد؛ می بیند لب‌هایش از شدت تشنگی خشک شده و دریغ از یک قطره آب برای آرام شدن او؛ میگوید: "مهدی جان" شما دیگر برگرد عقب بچه‌ها هستند و شما هم زخمی شده‌اید، خون زیادی از شما رفته و توان شما را گرفته است🔻

🔹مهدی با حالتی مظلومانه می گوید: "نـــــه" برگشتن من در این شرایط سخت، "عین نامردی" است، فرمانده اش که میبیند زیر بار نمی‌رود نگاهش را برگرداند، که یک دفعه دید یکی از بچه‌ها فریاد کشید "مهدی، مهدی" را زدند🔻

🔸تا نگاه "فرمانده" مجددا به مهدی افتاد دید؛ مهدی با صورت به زمین خورد سه گلوله همزمان سینه و پهلو و گردن مهدی را درید و خون فواره زد🔻

🔹ایام فاطمیه بود و سالگرد شهادت "حضرت زهرا(س)" که مهدی مهمان مادر شد، شهید "میرزامهدی" در فاطمیه زهرایی شد؛جوان برومندی که عاشق حضرت علی اکبر علیه السلام بود و با لب تشنه به "علی اکبر لیلا" پیوست و به آرزوی دیرینش رسید🔹

🔹مهدی صابری
@Shahid_Saberi


س:
19:شما چگونه از شهادتشان مطلع شدید؟؟؟
برخودتان با این موضوع چگونه بود؟؟؟
:
20:آدرس مزار شهید بزرگوارتان را عرض میکنید؟؟؟

ج:
به صورت تلفنی به بنده خبر دادند و من هم به مادرش مستقیم گفتم پسرت به شهادت رسیده، که ایشان گفتند مهدی برای شهادت رفته بود. و ایشان خیلی صبور با این قضیه برخورد کردند.به هرحال بنده خودم با محیط جنگ و جبهه آشنایی داشتم و میدانستم که نتیجه ی رفتن مهدی یا شهادت است یا مجروحیت یا اسارت و خودمان را آماده کرده بودیم. والبته لطف اهل بیت بسیار شامل حال ما و خانواده شد و صبر خاصی به ما دادند

س:
21:لطفا وصیت نامه شهید را برایمان ارسال کنید؟ ؟؟؟

ج:
قم.بهشت حضرت معصومه سلام الله علیها  قطعه شهدای مدافع حرم زینبی.

س:
اجرتون با خانم بی بی زینب (س)
ان شاءالله خود خانم بهتون صبر بده

22: پدرجان به عنوان یک پدر شهید چه توصیه ای برای نسل جوان دارید؟؟؟

جواب:
توصیه ی بنده عمل به وصیت شهداست.مطیع امر ولی فقیه و رهبرفرزانه مون باشیم و ادامه دهنده ی راه شهدا ان شاءالله


وصیت نامه شهید صابری

یاعلی اکبرلیلا؛
عشقت میان سینه من پاگرفته / شکر خدا که چشم تو ما را گرفته
دریاب دل ها را تو با گوشه نگاهی / حالا که کار عاشقی بالا گرفته
عمریست آقاجان دلم از دست رفته / پایین پای مرقدت مأوا گرفته
گیسو کمند خوش قد و بالای ارباب / شش گوشه هم با نور تو معنا گرفته
از کودکی آواره روی تو هستم / دست دلم را حضرت زهرا گرفته
مانند جدت رحمة للعالمینی
حیف است دست خالی مرا را نبینی
امروز 3 شنه 5 اسفند 1393 مصادف با سالروز ولادت بانوی دمشق؛ عقیله بنی هاشم زینب کبری (س) دست به قلم شدم تا سیاه مشقی به نام "وصیت نامه" بنویسم.
خدایا!
خدای من ؛ خدای خوب و مهربانم...خیلی خیلی قشنگ تر و زیباتر از اون چیزی هستی که من با این سطح پائین معرفت و شناخت که اصلاً نداشته محسوب می شه ، فکر می کنم.
روسیاهم. روسیاهم که با 25 سال سن نتونستم تو رابطه ی عبد و معبودی اونجوری که باید و شاید وظیفه ی عبد رو به نحو شایسته و بایسته انجام بدم.
ازت ممنونم ؛ ممنونم که من رو انسان آفریدی ؛ انسانی مثلاً مسلمان و لایق شکر، فراوانتر محب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه وآله السلام...
ممنونم که دوران حیاتم رو تو این بازه ی زمانی قرار دادی و هم توفیقات و افتخارات خیلی خیلی زیادی ؛ نمونه اش حب شهزاده علی اکبر (علیه السلام) عنایت کردی.
الهی ؛ أنت رب الجلیل و أنا عبدک الذلیل... "خدایا ؛ من رو بپذیر"
برهمگان واضح و مبرهن است که وقتی شما مادر، پدر و خواهران عزیزم این دست نوشته را می خوانید من دیگر در بین شما نیستم!
می خوام کمی راحت تر و خودمانی تر بدون استرس و رودربایستی باهاتون صحبت کنم.
اول از همه شما پدر مهربونم؛
بابا، انصافاً به حالت غبطه می خورم. همیشه[ ناخوانا ] ازم جلوتر بودی. پدری رو در حقم تموم کردی و نشون دادی بهترین بابای دنیا هستی. دوستت دارم پدر. خدا می دونه لذت بخش تر از زمانی که دستت رو می بوسیدم و صورتم رو می بوسیدی تو عمرم نداشتم. و هیچ موقع از خودم بی نهایت متنفر نمی شدم الا وقتایی که دلت رو به درد می آوردم... منو ببخش بابا
مامان ، مامان ، مامان...
همین الآنش چقدر دلم برات تنگ شده! خدا می دونه. خیلی دوستت دارم. بیشتر از اون چیزی که فکر می کنی! قدرت رو ندونستم. حیف. تو دلم هزار تا حرف هست که تو این چند جمله و چند ورق جا نمی شن و اون حس و حالش رو هم نمی تونم با قلم برات توصیف کنم. مامان ؛ زیباترین موجود عمرم؛ قشنگ ترین کلمه عمرم؛ عشقم؛ نفسم ؛ همه وجودم ؛ دوستت دارم
...و امّا
روضه گوش دادم! مامان شما لباس مشکی تنم کردی و بردیم مجلس عزاداری! مدیونتم.
پدر شما لقمه حلال گذاشتی دهنم!ممنونتم...
روضه لب تشنه! روضه بدن ارباً اربا! روضه وداع! روضه گودال! روضه در! روضه پهلو! روضه سر بریده! همیشه هم آرزو داشتم این روضه ها همه به سرم بیان! خداکنه! یعنی می شه؟
رسیدن به سن 30 سال ؛ بعد از آقا علی اکبر(ع) برام ننگه! تن و بدن سالم داشتن بعد از آقا علی اکبر(ع) اصلاً نمی تونم تصور کنم! فرق سالم رو بعد از آقا علی اکبر(ع) نمی خوام! چقدر خوب می شه سر تو بدنم نداشته باشم چقدر جالب و رویایی و زیباست وقتی ارباب می آیند بالا سرم تن تکه تکه ام براشون آشنا باشه و با دیدن شباهت های تو بدن من و شهزاده علی اکبر(ع) یک کمی از اون غم و غصه بدن ارباً اربا تسلی پیدا کند! خدایا نگذار آرزو به دل بمیرم.
پدر و مادرم و خواهران گلم، صبر کنید. صبر صبر صبر!
خواهرای خوبم؛ حجاب حجاب حجاب!
مامان دوستت دارم
بابا دوستت دارم
...
بابا، مامان، سرتون رو جلوی ارباب و بی بی لیلا بالا بگیرین.
هزار تا مثل من نه که کل دنیا فدای یک نگاه ارباب به گل روی آقا علی اکبر (ع)
اینجوری تازه یک مقدار شبیه اهل بیت علیهم السلام شدید همتون.
براتون از خدا اجر جزیل و صبر جمیل می خوام.
یاعلی اکبر
سلام من رو به همه آشنا و در و همسایه برسونید!
سه شنبه 5/اسفند/1393

وصالی:
ان شاءالله
التماس دعا داریم پدرجان
من واقعا ازتون ممنونم که وقتتون در اختیارمون گذاشتید
باتوجه به اینکه مهمانی هم تشریف داشتید قبول کردید خیلی خیلی ممنونم

ان شاءالله که ادامه دهنده راه شهدای عزیزتون باشیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۳۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

عرض ادب و احترام دارم خدمت خادمین بزرگوار ، بهترین بندگان خدا ، یعنی شهیدان گرانقدر ،و همچنین خیر مقدم عرض می کنم محضر بزرگوارانی که به تازگی به جمع ما پیوستند.

در ادامه مبحث فلسفه و راز شهادت در این جلسه به موضوع شهادت طلبی از منظر امام خمینی (رحمت الله علیه ) می پردازم .

در بحث های گذشته شهادت از دیدگاه قران _ انبیاء_ اولیا و بزرگان بیان گردید . کسانی که در جلسات پیشین حضور نداشتند در صورت تمایل می توانند به ارشیو سایت مجمع مراجعه و مطالب را مطالعه بفرمایند.

حال شهادت طلبی امام خمینی ره به عنوان قافله سالار عاشقان شهادت.

امام خمینی رحمت الله علیه قافله سالار شهادت طلبان و شهادت طلبی از برجسته ترین این ویژگی های رهبری حضرت امام در دوران مبارزه و انقلاب و نیز در هشت سال دفاع مقدس بود.

امام شهادت را فوزی عظیم می دانست و می فرمود : ما امروز به انتظار شهادت نشسته ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند(صحیفه نور جلد ١، ص٢٦٦)

حضرت امام با این جمله تاریخی چنین روزهایی را با علم پیش بینی کرده بودند . می بینیم که چگونه فرزندان امام همین دلاورمردان دهه ٦٠و ٧٠ به تأسی از امام و شهدای هشت سال دفاع مقدس در ان سوی مرزها غرور استکبار جهانی را درهم شکستند .

با ورود این جوانان غیور و شهادت طلب به نبردهای فرامنطقه ای خواب از چشمان دشمن بشریت و اسلام در راس انها رژیم غاصب و کودک کش اسراییل ربوده شد.

رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، در فراز دیگری نیز می فرماید: من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای فریضه حق و دفاع از مسلمانان اماده نمودم و در انتظار فوز عظیم شهادتم (صحیفه نور ج ٢٠ ص ١١٣)

امام نه تنها با این جملات اشتیاق خود را به شهادت ترسیم می نمود، بلکه درروزهایی که حملات سنگین موشکی دشمن به مناطق مسکونی کشور ادامه داشت ، با رفتار و موضع گیری نیز ان را نشان می داد.

به طور مثال : در کتاب پابه پای افتاب ج ١ ص ٨٥ خاطره ای به این مضمون نقل شده است:

توصیه ای به همه همسنگران خوبم دارم ؛ که اگر کتاب پابه پای افتاب را تا به حال مطالعه نکرده اید در اولین فرصت از مطالب این کتاب بسیار ارزشمند استفاده نمایید.

یک روز بعد از ظهر ، حدود هفت _ هشت موشک به اطراف جماران اصابت کرد و از سوی ستاد مشترک ارتش به دفتر امام اطلاع دادند که طبق خبر منابع موثق ، دشمن با اصلاح زاویه پرتاب موشک ، جماران را شناسائی کرده است و هدف بعدی بیت حضرت امام است و می بایست محل اقامت امام عوض شود و یا ایشان از پناهگاه مطمعنی استفاده نماید.

حاج احمد اقا به خدمت امام می رود و پیشنهاد می کند که ایشان از پناهگاه استفاده نماید، امام شدیدا امتناع می ورزد و خود را همطراز و همسان اهالی محل و نیروهای نظامی محافظ در منطقه جماران قلمداد نموده و می فرماید:

اگر مردم یا پاسداران یا کسانی که در این محل هستند یک طوریشان بشود بگذار به بنده هم بشود..

حاج احمد اقا به امام می گوید پس شما تا کی می خواهید اینجا بنشینید؟ حضرت امام به پیشانی مبارکش اشاره می کند و می فرماید : تا زمانی که موشک به اینجا بخورد!!

بدین گونه می توان پی به شهادت طلبی ان امام عزیز برد

اما در این جلسه مطالبی از دیدگاه های ان امام عزیز را یاداشت کرده ام که خدمت خادمین گرامی عرض می کنم . ان شاالله مورد استفاده برای نشر عمومی قرار گیرد .

در پیامی که امام روح الله رحمت الله علیه به مناسبت شهادت ٧٢ شهید والامقام انقلاب اسلامی بیان فرمودند ،چنین امده است:

بگذار این ددمنشان که جز به من و ما های خود نمی اندیشند و ( یاکلون کما تاکل الانعام ) عاشقان راه حق را از بند طبیعت رهاند و به فضای ازاد جوار معشوق برسانند.

همچنین ایشان ، وصیت نامه شهدا را سند ایمان می داند و می فرماید: 

امروز ما مفتخر هستیم به توده های عظیم متعهد به اسلام عزیز و جوانان غیرتمند و رزمنده ای که از اول انقلاب شجاعانه قیام کرده اند و ندای حق را اجابت کردند گروه کثیری به لقا الله که امالشان بود رسیده و گروه عزیز دیگری که سلامت خود (جانبازان)یا اعضای گرانقدر خودرا در راه اسلام و هدف از دست داده اند و با چهره های بشاش و نورانی با انها مواجه هستم ونیز مفتخریم که مادران دلیری که عزیز از دست داده اند و پدران عزیزی که جوانشان شهید شده ، انچنان با ما برخورد می کنند که گویی عروسی عزیزان و جوانانشان را جشن می گیرند و اینجانب هر وقت با این عزیزان معظم برخورد می کنم یا وصیت نامه انسان سازی شهیدی را می بینم احساس حقارت و زبونی می کنم ، اینان سند ایمان و تعهدشان را به اسلام در دست دارند.

با این اوصاف جایگاه و منزلت شهدا و خانواده معظم شان در چنان مرتبه ای قرار دارد که هر کسی طالب و شیفته شهادت نباشد ، حقیقتا نسبت به خود جفا کرده است.

اری ، خوشا به سعادت شهدا و خانواده ایشان و همچنین شما خدمتگذاران به شهدا.

ان شاالله خداوند متعال به برکت خون پاک شهیدان عنایتی هم به حقیر رو سیاه داشته باشند.

آمین یا رب العالمین 

والسلام .

شادی روح مطهر شهدا صلواتی بر محمد و ال محمد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۱
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


🕊🌹🇮🇷#ایران شهید مدافع حرم

مشخصات فردی شهید
🕊🕊🕊🌹

نام:#مصطفی_سلطانی🌷🕊

تاریخ تولد:1374/6/20

تاریخ شهادت:1395/4/1

محل شهادت:سوریه_منطقه عملیاتی تدمر

نحوه شهادت:برخورد موشک کورنت به ماشین

درجه :بسیجی ‌

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۲
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


بسمه تعالی

🎙گزارش واحد خبر

🌐گروه :مجمع جهانی خادمین شهدا

🔵کنفرانس: دختر بزرگوار شهید حاج حمید مختاربند

📆تاریخ:١٣٩٧/٥/٦

مجری: خواهروصالی

🔵موضوع :راویت گری


مشروح کنفرانس ⬇️
 

بسم الله الرحمن الرحیم


با کمال افتخار امشب در خدمت خانواده شهدا و  فرزند شهید مختاربند هستیم .

امیدواریم خادمین گرامی در این جلسه حضور داشته باشن و از این رزق معنوی بهره مند بشن ..

مجری برنامه امشب  خواهر وصالی  هستندـ


بسم رب الشهدا

با مدد و یاری خود شهید مصاحبه مون شروع میکنیم
ان شاء الله بتونیم شهید عزیزمون معرفی کنیم


سلام علیکم

وصالی:
من ازتون ممنونم که دعوتمون قبول کردید
عذر میخوام که وقتتون رو گرفتم

ج:
سلام علیکم
خواهش می کنم

س:
۱#اسم و فامیل شهیدتون عرض میکنید؟؟؟

ج:
شهید مدافع حرم حاج حمید مختاربند

س:
۲#شهید در چه تاریخی و در کدوم استان متولد شدند؟؟؟

ج:
در مهر ماه ۱۳۳۵ شهرستان شوشتر استان خوزستان

س:
۳#شهید فرزند چندم خانواده بودند؟؟
در چه خانواده های متولد شدند؟؟؟

ج:
ایشون فرزند اول  خانواده ای پر جمعیت و مذهبی بودن.

س:
اگه اشتباه نکنم یکی از عموهاتون هم شهید هستند؟؟؟؟

شهیو محمود مختاربند

ج:
بله ایشون چهار برادر داشتن که یکی از اونها در دفاع مقدس به شهادت رسید و یکی دیگه از اونها ۸ سال اسیر بودن

س:
۴#میشه از فعالیت های قبل از انقلاب شون بگین برامون؟؟؟؟

ج:
دوران جوانی ایشون در مبارزه با رژیم شاهنشایی گذشت ایشون و برادرها و یکسری از دوستانشون گروههایی برای پخش اعلامیه و مبارزه در شهر شوشتر تشکیل داده بودن

س:
۵#بعد از انقلاب در کجا مشغول شدند؟؟؟

ج:
ایشون همزمان با پیروزی انقلاب وارد سپاه شدن و به عنوان مسئول آموزش نیروهای مردمی در شوشتر فعالیت میکردن بعد از شروع جنگ کردستان به اونجا رفتن و بعد از شروع جنگ تحمیلی به جنوب برگشتن و مسئولیتهای مختلفی در زمان جنگ در اهواز و شهرهای درگیر جنگ داشتن

س:
۶#میشه برامون از فعالیت هاشون در کردستان بگین؟؟؟

ج:
وقتی غائله پاوه به وجود اومد ایشون به همراه چندتا از پاسدارهای شوشتر عازم پاوه شدن و چندماه اونجا مشغول جنگ بودن و پدرشون تعریف می کنن که ما وقتی شنیدیم پاسدارها رو اونجا سر می برن به دنبالش رفتیم که برش گردونیم ولی موفق نشدیم

س:
۷#مسئولیت های شهید در جبهه چه چیزهایی بود؟؟؟

ج:
ایشون مسئولیتهای مختلفی داشتن که البته من همشو اطلاع ندارم ولی تا جاییکه میدونم به عنوان فرمانده محور در تیپ امام حسن ((ع)) خدمت میکردن و البته یه سری فعالیتهای اطلاعات و عملیات رو هم به عهده داشتن

در شوشتر هم مسئول آموزش و اعزام نیرو به جبهه بودن

س:
۸# میشه اگه اطلاع دارین بفرمائید شهید در دوران دفاع مقدس در کدام عملیات ها شرکت کردند؟؟؟

ج:
عملیاتهای آزادی خرمشهر، بدر و شکست حصر آبادان و....البته همشو اطلاع ندارم

س:
۹#شهید مدیریت شعب بانک انصارخوزستان و مدیریت شعب قم رو در اختیار داشتند میشه توضیح بدین؟؟

ج:
بله بعد از جنگ مسئولیتهای مختلفی در تیپ ۵۱ حضرت حجت و لشکر هفت ولی عصر داشتن مثل مسئول تحقیق و بازرسی لشکر و معاونت لجستیک و آماد
به خاطر پاک دستی و تبحری که در این زمینه داشتن به عنوان سرپرست شعب بانک انصار استان خوزستان معرفی شدن و بعد از ۵ سال سرپرست شعب استان قم شدن.

در استان قم هم ده سال خدمت کردن و بعد بازنشسته شدن

س:
ممنونم بابت جوابتون

ج:
خواهش می کنم

س:
#۱۰میشه از آشنایی شهید با مادرتون بگین؟؟؟؟

ج:
یکی از اقوام مادرم همسایه ی خانواده شون بودن و مادرم رو معرفی کردن و آشنایی شون به این صورت انجام گرفت

س:
۱۱#شهید چند فرزند داشتن؟؟؟
شما فرزند چندم شهید هستین؟؟؟

مادرتون قبل آشنایی با پدرتون ساکن اهواز بودن درسته؟ ؟؟؟

ج:
شهید چهار فرزند دارن که من فرزند اولشون هستم

بله

س:
۱۲#ویژگی های بارز شهید به عنوان شما که دخترشون بودین چه چیزی بود؟؟؟؟

ج:
ایمان و توکل به خدا، حساسیت ویژه به بیت المال و اهمیت زیاد به کارفرهنگی و کار در مساجد و جذب نوجوونها...
اطاعت مطلق از ولی فقیه و گوش به امر رهبر بودن.
دقت و حساسیت در اسراف نکردن منابع کشور اهمیت به مسائل عبادی و نماز شب
و خیلی ویژگیهای دیگه که البته در تمام شهدا مشترکه

س:
۱۳#میشه در خصوص حالت های معنوی و عبادی شهید بگین برامون؟؟
ج:
از زمانی که به یاد دارم ایشون برنامه منظم تلاوت قران داشتن نمازهاشون همیشه و در همه ی مکانها مثل سفر مهمانی و ... اول وقت و در صورت امکان جماعت برگزار میشد.
 موقع خواب ما با صدای تلاوت سوره واقعه شون به خواب می رفتیم و صبح باصدای دلنشین دعای عهدشون از خواب بیدار میشدیم.
به نماز شب و حضور در مسجد خیلی اهمیت میدادن و در گرما و سرما نماز جماعت صبح در مسجد رو ترک نمیکردن.

س:
۱۴#شهید به کدام یک از اهل بیت ارادت بیشتری داشتند؟؟؟
یا کدوم دعا یا سوره رو بیشتر میخوندن؟؟؟

ج:
ایشون به حضرت زهرا (س) ارادت ویژه ای داشتن و اسم جهادی ابوزهرا رو برای خودشون انتخاب کرده بودن که هم اسم خواهر کوچک من بود و هم اشاره به ارادتشون به حضرت زهرا داشت.
به دعای ندبه خیلی علاقه داشتن و همه رو به خوندن این


دعا سفارش میکردن

س:
۱۵#چطور دغدغه رفتن به سوریه در ایشون ایجاد شد؟؟؟؟

ج:
وقتی مسئله سوریه داشت به اوج خودش میرسید ایشون تازه بازنشسته شده بود و پیگیر ازدواج برادر کوچکم و فرزند آخر خانواده بود.
به محض برگزاری مراسم ازدواج برادرم متوجه شدیم که پیگیر رفتن به سوریه هستن و از طریق دوستان قدیمی شون در سپاه برای مسئولیت مالی و پشتیبانی قرارگاه حضرت زینب در سوریه دعوت به کار شدن.

س:
۱۶#واکنش شما و خانواده در مقابل این تصمیم شون چی بود؟؟؟؟؟

ج:
ما که از روحیه و اعتقادات ایشون با خبر بودیم خیلی راحت پذیرفتیم چون میدونستیم جایی که امکان جهاد در راه خدا وجود داشته باشه ایشون سر از پا نشناخته خودشو می رسونه
ولی پدر و مادر ایشون که کهولت سن دارن و از طرفی ایشون نور چشمی خانوادشون بود خیلی سخت پذیرفتن چون به قول مادرشون دیگه نمی تونستن فراق یکی دیگه از بچه هاشونو تحمل کنن ولی ایشون مادرشو راضی کرد و گفت شما چطور راضی میشید زیارت عاشورا بخونید و الان که حرم حضرت زینب در خطره بی خیال باشید.
مادرشون هم گفتن که سپردمت به حضرت زینب و ایشون رو با رضایت راهی سوریه کرد

س:
۱۷#تاریخ اولین اعزامشون؟؟؟
چند دوره به سوریه اعزام شدند؟؟؟؟

ج_ایشون تیرماه ۹۳ برای اولین بار اعزام شدن و به خاطر مسئولیتشون مدت یک سال و چندماه سوریه بودن و فقط دو یا سه بار به مرخصی چند روزه اومدن


#۱۸در یکی از مرخصی هاشون دندون شکستشون به مادرتون نشون میدن،
میشه علتش بگین؟؟؟؟
واکنش مادرعزیزتون چی بوده در برابر این کارشون؟؟؟؟


ج_آخرین باری که به مرخصی اومدن برای مراسم ختم مادربزرگ مادری من بود که خودشونو با هواپیمای باری رسونده بودن و دو سه روز بعد برگشتن.
تو این سفر همه ی حرفها و رفتارهای ایشون بوی جدایی و شهادت میداد.
یک روز دندان شکسته شون رو به مادرم نشون میدن که اگر بعد از شهادت نیاز به شناسایی پیکرشون بود در ذهنشون باشه
مادر اون روز به شدت متاثر شد و گریه کرد
ایشون که سعی میکرد به مادرم روحیه بده با خنده و آرامش گفته بود حاج خانم میدونی شهادت یعنی چی؟
یعنی من زودتر میرم بهشت و منتظر شما می مونم که انشالله به من ملحق بشید


س_#۱۹میشه از دوستان شهید پدرتون بگین؟؟؟
چه  دفاع مقدس و چه مدافعان حرم


ج_پدر بعد از جنگ همیشه و همیشه در حسرت جا موندن از برادر و دوستان شهیدشون بودن
همیشه با یه حسرتی از دوران جنگ و شهدا تعریف میکردن و در عین حال این بیت شعر زمزمه ی همیشگیشون بود که
اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز باز است
وقتی فرصت حضور در سوریه براشون فراهم شد به همراه دوستان دوران دفاع مقدس شون راهی شدن که از بین اونها شهید مدافع حرم حاج هادی کجباف و شهید حاج روزبه هلیسایی شش ماه قبل از ایشون به شهادت رسیدن.
شهادت حاج هادی ایشون رو بی تاب تر از همیشه کرد و مهر ۹۴ ایشون به برادر دوستان شهیدش پیوست.


سوال اعضا
بهترین و بدترین خاطره شون از جبهه که نقل میکردن؟

ج_خاطرات مربوط به جبهه رو زیاد تعریف میکردن ولی بهترین و بدترینش رو نمی تونم بگم کدومه.
از جنگ سوریه هم که اصلا چیزی برای ما تعریف نکرده بودن و ما بعد از شهادت روایتهای مختلفی از شجاعت ایشون رو شنیدیم.
برای خود ما بهترین خاطره ای که از ایشون شنیدیم مربوط به فتح تپه قرین هست که براتون ارسال می کنم.

#خاطره
رسول عفراوی

همرزم شهید مدافع حرم
#سردار_حاج_حمید_مختاربند

بعد از عملیات پیروزمندانه‌ی رزمندگان و مدافعان حرم در منطقه «دیر العدس» برنامه بعدی بچه‌ها، آزادسازی «تل قرین» یا «تپه قرین» بود که یکی از حساس‌ ترین مناطق بود.
این تپه‌ی مهم و مرتفع، مسلط به کل منطقه و تعدادی روستا بود که چند سالی در اختیار نیروهای مسلح دشمن بود و همین امر، اهمیتِ آزادسازی تپه را دو چندان می‌کرد.
بعد از طرح‌ریزی عملیات و شناسایی توسط قرارگاه حضرت زینب (سلام‌الله علیها) برای آزاد سازی «تل قرین»؛ این عملیات توسط تیپ فاطمیون و تیپ مالک اشتر انجام شد.
فرمانده تیپ فاطمیون «ابو حامد» بود که در همین عملیات شهید شد. فرمانده تیپ مالک اشتر نیروهای سوری سردار شهید هادی کجباف معروف به «ابو سجاد» بود.
شهید مختاربند که در سوریه به «ابو زهرا» معروف بود، در قرارگاه حضرت زینب (سلام‌الله علیها) در سمت مسئول امور مالی و بنیاد شهدا و جانبازان قرارگاه فعالیت می‌کرد.
هنگام عملیات «ابو زهرا» به تیپ مالک اشتر مأمور می شد و به ما کمک می‌کرد.
بالا رفتن از تپه،آزادسازی و پاک‌سازی کامل تپه آنجا خیلی سخت بود.
بعد از تصرف کامل تپه، نیروها خیلی خسته بودند. غروب شده بود و هوا داشت تاریک می‌شد و باید برای نیروها خودی آب و غذا مهمات و پتو می‌بردیم.
هوا سرد بود و روی تپه هیچ سنگر یا پناهگاهی نبود. فقط یک سنگر بتونی دسته‌جمعی بود که برای محافظت از تپه ساخته شده بود و نمی‌شد همه نیروها را در آن مستقر کرد.
به دلیل خستگی نیروها کسی بالا نمی‌رفت. شهید «ا

بو زهرا» به شهید روزبه هلیسایی گفت: «ابو صادق» چند گونی می‌خواهم برای گذاشتن آب و غذا مهمات و پتو تا ببریم برای نیروهای که در بالای تپه مستقر هستند.
چند گونی پُر کردند. اما به دلیل خستگی کسی توان نداشت بالا برود. فقط دو - سه نفر همراه ایشان رفتند که آن ها هم به‌سختی بالا می‌رفتند.
«ابو زهرا» خیلی به آن‌ها روحیه می‌داد تا به بالای تپه برسند و با صدای بلند «یا زهرا» می گفت و بعد هم با بی‌سیم صدا زد: «یا زهرا....یا زهرا....
همه روحیه گرفتند تعدادی از نیروها آمدند کمک کردند و پشت سر «ابو زهرا» ‌رفتند.
ما هم با بی‌سیم‌های خود یا زهرا سر دادیم.
صحنه‌ای پر شور و معنوی خلق شد! چه صفایی داشت «یا زهرا» گفتنِ مجاهدانی که نه فقط شیعه؛ که سنی ، دروزی و مسیحی نیز بودند.
شعار «یا زهرایی» که «ابو زهرا» سر داد؛ عاشقانه و مدبرانه

س_تعریف از پدر شهید در یک جمله


ج_پدرم بزرگ مرد غیور روزهای سخت جهاد و شهادت بود که در آستانه ی شصت سالگی عاشقانه به سوی معبودش پرکشید.

سوال اعضا
بزرگترین دغدغه زندگیشون چی بوده؟؟


ج_اگر الان ببینمش فقط یه چیز به ذهنم میرسه و اونم اینه که
تا آخر عمر به وجودت افتخار می کنم که همیشه ابوزهرای شجاع من خواهی ماند و من تا زنده ام قصه شجاعت و غیرتت رو برای نوه هات تعریف می کنم

س_۱۹#تاریخ شهادتشون و محل شهادتشون رو عرض میکنید؟؟

ج_بزرگترین دغدغه شون کار فرهنگی و جذب نوجوانها و جوانها به مساجد برای تربیت سربازانی برای امام زمان بود.
و از هیچ کاری برای ساختن و آبادانی مساجد دریغ نمیکردن.
در دوره ای که مدیر بانک انصار هم بود بعد از اومدن از سرکار لباس کارگری می پوشید و به مسجد محل که خودش بانی ساخت اون شده بود میرفت و با زبان روزه پا به پای کارگرها کار میکرد تا محلی برای پایگاه بسیج محل و نماز جماعت در محل برپا بشه

تاریخ شهادتشون بیستم مهر ۱۳۹۴
در قنیطره سوریه

تشکر از لطف شما
ان شالله که لیاقت این تاج افتخاررو داشته باشیم.

س_۲۰#چطور از شهادتشون مطلع شدین؟؟؟



ج_مادر من تو اون ایام اهواز پیش پدرشون بودن.
روزیکه که خبر شهادت ایشون رو به همسرم دادن ایشون به من چیزی نگفته بود چون مریض احوال بودم و دکتر نوبت داشتم.
ولی من از حالات و رفتارهای ایشون فهمیدم که اتفاقی افتاده ولی هرچی اصرار کردم فایده نداشت.
چون تمام فامیل و اقوام ما خوزستان هستن ایشون بعد از اومدن از دکتر با چندتا از دوستامون تماس گرفتن که به منزل ما بیان.
وقتی اومدن من مطمئن شدم خبری شده و بالاخره دوستم خبر شهادت ایشون رو به من داد.


س_۲۱#مادرتون چطور مطلع شدن؟؟
واکنش اعضای خانواده چطور بود نسبت به شهادت پدر؟؟؟؟

ج_برادرهای مادرم خبر شهادت پدرم رو به ایشون دادن و اینو باید بگم که مادرم مثل کوه استوار بود و ما ندیدیم که اصلا بی تابی کنه و هیچ وقت در طول مراسم پدر آرامشش رو از دست نداد.
مادر و خواهرهای شهید  که خیلی بی تابی میکردن رو مادرم آروم میکرد.
ما از طرفی با تمام وجود افتخار میکردیم که پدر به این سعادت دست پیدا کرده و خوشحال بودیم که به آرزوشون رسیدن چون مردن در رختخواب واقعا برای ایشون نبود و حیف بود بعد از سالها جهاد ایشون به این صورت از دنیا بره ولی داغ ندیدن و نشنیدن صداشون غم بزرگی رو توی قلب ما نشونده بود که قابل توصیف نیست.

۲۲#میشه تاریخ وداع و ادرس مزار شهید بگین؟؟؟؟

ان شاءالله بی بی زینب خودش بهتون صبر عطا کند


س_شهید وصیت نامه ای هم داشتن؟؟؟
اگه داشتن برامون میفرستم

ج_بله ایشون دوتا وصیت دارن که یکی در ایران و یکی در سوریه نوشته شده که می فرستم خدمتتون.

🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼

#وصیت_نامه_شهید_مختاربند_به_دوستان


                 🌼 به نام خدا 🌼
:
🌼برگرفته از توصیه های شهید مدافع حرم سردار حاج حمید مختاربند به دوستان

برادران بزرگوار در حال حاضر دشمن مثل زمان جنگ از روبه رو و با تانک و توپ و تفنگ وارد نشده است زیرا در آن جنگ شکست خورد و به جنگ پنهان و سرد کنونی روی آورد و اکنون با قاطی کردن حق و باطل افکار و عقاید بسیجیان و جان برکفان ولایت را هدف قرار داده است. درست مثل زمان حضرت علی(ع)در جنگ صفین که حق و باطل را برای اصحاب ایشان مشتبه کردند و نهایتاً جبهه ی پیروان امام شکست خورد.
از آنجایی که تاریخ -به فرمایش قرآن کریم -برای عبرت گرفتن آیندگان است و برای اینکه انسان مجددا به اشتباهات گذشته دچار نشود باید از عملکرد گذشتگان عبرت گرفت.
لذا طبق فرمایش مقام معظم رهبری الان هم در جنگ با دشمن اسلام و مسلمین هستیم با این تفاوت که شیوه ی جنگ آنها فرق کرده (مثل جنگ صفین)و باید هوشیار بود. آنجا که حق و باطل قاطی میشود و قرآن ها بر سر نی میرود باید حق را از میان تمام سیاه نمایی ها تشخیص داد تا گمراه نشد.
حدیث از معصوم داریم که دوران آخرالزمان فتنه ها یکی پس از دیگری اتفاق می افتد و تعدادی را  از مسیر خارج می کند و اصلا کار فتنه.؛  گرفتن


یاران وفادار حق و گمراه کردن آنها است. لذا گاهی میبینیم فلان شخص که در جنگ و انقلاب آن همه خدمت کرده. از خط ولایت جدا شده و گوش به فرمان ولایت نیست.
حدیث از معصوم داریم که دوران آخر الزمان فتنه ها یکی پس از دیگری اتفاق می افتد و تعدادی را از مسیر خارج می کند و اصلا کار فتنه، گرفتن یاران وفادار حق و گمراه کردن آنهاست. لذا گاهی می بینیم فلان شخص که در جنگ و انقلاب آن همه خدمت کرده، از خط ولایت جدا شده و گوش به فرمان ولایت نیست.
ولایت مانند ستونی است که همیشه و در همه ی بحران ها و مسائل پیش رو باید به او اقتدا کنیم و اگر در اقتدا به ولایت شک کردیم، همان کاری را انجام داده ایم که دشمن می خواهد و ایجاد شک و شبهه یعنی برانداختن تیرک خیمه ی جمهوری اسلامی.
در جریان مسائل انتخابات نیز افراد با هر مقام و مسئولیتی که هستند و با هر سابقه ای که دارند، باید طرز فکر، خطوط سیاسی و موضع گیری آن ها در مسائل سیاسی روشن بشود که در کدام جبهه قرار دارند و چقدر به خط سیاسی امام خمینی(ره) و امام خامنه ای نزدیکند. این مهم است!
در گرماگرم جنگ صفین یک نفر خدمت امام علی(ع) رسید و عرض کرد:《یا علی! من نمی توانم تشخیص دهم کدام جبهه حق است. در یک طرف شما که داماد پیامبر(ص) هستید و گروهی از صحابه قرار دارند، و در طرف دیگر معاویه که خال المومنین و کاتب وحی است و تعدادی دیگر از صحابه قرار دارند.》
امام علی(ع) به او فرمود:《مشکل تو این است که می خواهی حق را با افراد بشناسی و این غلط است. اول باید حق را بشناسی و بعد افراد را بر اساس آن بسنجی؛ ببینی که رفتار، حرف ها و افکار آنها با حق مطابقت دارد یا خیر. به این وسیله می توان تشخیص داد کجا حق و کجا باطل است.》

🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼

وصیتی که در ایران خطاب به دوستانشون نوشتن👆👆👆👆

🌿🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼🌿🌼🌿

#وصیت_نامه_شهید_حاج_حمید_مختاربند

خداوندا،شنیده ام که در آخر الزمان در شام اتفاقاتی رخ می دهد. همیشه در ذهنم بود که در آخر الزمان و زمان نزدیکی حضور امام مثل سال های گذشته باز هم در صف کسانی که هیچ نقشی در اصحاب امام زمان (عج) ندارند هستم، یا از کسانی که مثل زمان حضور امام خامنه ای، وقتی به شهری می رود مانند آدم های عادی باید کنار خیابان بایستم و از روی پیاده رو آقا را ببینم یا می شود من هم در صف یاران حداقل نزدیک آقا باشم؟
یا اینکه در زمان بعد از جنگ به فکر این بودم که فرصت و زمینه ی شهادت و در صف جهاد قرار گرفتن از دست رفت. آن موقع جنگ که معرفت شهادت را نداشتم و حال هم که زمینه ی جهاد و شهادت وجود ندارد. هر چند که همیشه می خواندم: در باغ شهادت باز باز است؛ ولی چطور و کجا معلوم نبود،که ناگاه در کمال ناباروری در حالیکه میلیون ها نفر در آرزوی شرکت در جهاد عراق، سوریه، لبنان و جاهای دیگر بودند، به خصوص آنهایی که از صف شهدا عقب افتاده بودند، می سوختند و  می ساختند؛ یکدفعه ورق برگشت و بعد از چند بار پیگیری به این و آن گفتم که اگر می شود من هم به عراق و سوریه بروم و در جهاد و در صف مدافعان حرم اهل بیت قرار گیرم و جانم را فدای حرم اهل بیت کنم. تا اینکه از میان این هما مشتاق شرکت در جهاد، اسم بنده ی حقیر انتخاب شد. آن هم نه یک ماه و چند ماه که دیگران هستند، بلکه حداقل یک سال!
خدایا چطور تو را شکر کنم؟ مرا با لطف و کرم خودت انتخاب کردی، توفیق شرکت در جهاد دادی، توفیق شرکت در جنگی دادی که طرف مقابل آن گردان هایی هستند به نام یزید، معاویه، شمربن ذی الجوشن و گردان عایشه؛ و این طرف شیعیان پاک باخته و جان برکف و عاشق.

خدایا زمانی که عمرم رو به پایان است و 59 سال سن دارم و دوران جوانی خود را گذرانده و بچه ها را سر و سامان داده ام؛ به من توفیق شرکت در جهاد داده ای که اگر باز لطفت شامل حال من شود، در این راه جانم را فدای حرم بی‌بی زینب کبری و دردانه ى اباعبدالله، بی‌بی رقیه خانم کنم و از این ماموریت برنگردم الا با شهادت، واقعا ممنونم. خدایا فقط مى توانم بگویم دوستت دارم با این همه نعمت.
 الحمدالله عدد امواج البحور، الحمدالله عدد لمح العیون، الحمدالله من الیوم الى یوم ینفخ فی الصور.
امام علی(ع) می فرماید: ان الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین کل آتیه منیته علی ما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیله و المقتولین علی طاعته.
خداوند برای گروهی شهادت را مقدر کرده و برای گروهی دیگر مرگ را، و هر گروه تقدیری دارد که به سمتش می رود و از آن گریزی نیست. پس خوشا به حال مجاهدان و شهدای راه خدا.
خدایا یعنی ممکن است این بنده ضعیف و روسیاه هم در صف مجاهدان به حساب آید و این ماموریت را نردبان اوج او تا رسیدن به خودت قرار دهی؟ خدایا می دانم و اقرار می کنم که لیاقت آن را ندارم اما چشمم به لطف و کرم توست. خدایا اقرار می کنم نه لایقم نه قابل.
پدر و مادر عزیزم، همسر عزیزم، خواهران و برادرانم، فرزندان، عروس ها و دامادهایم، اگر خداوند لیاقت و

رود به این باغ را به من داد، یعنی اینکه رفته ام بهترین جای باغ جا گرفته ام تا شما برسید. البته مراقب باشید راه را اشتباه نروید، گم نشوید، راه باغ مشخص است! آدرس را همیشه در گوش ما تکرار کرده اند. منتظرتان هستم. اگر خدا نخواسته گاهی وقت ها منحرف شدید، به من ندایی بدهید، ان شاءالله می آیم، راه را نشانتان میدهم.(اگر صاحب باغ اجازه دادند.)

وصیت نامه سوریه که بیشتر خطاب به خانواده نوشتن👆👆👆👆

س،ممنونم
من واقعا ازتون عذرخواهی میکنم
ببخشید خیلی طولانی شد.
ببخشید که خیلی وقتتون رو گرفتم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۳
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


ایران شهید مدافع حرم

مشخصات فردی شهید
🕊🕊🕊🌹

نام:#مرتضی_حسین_پور_شلمانی🌷🕊

تاریخ تولد:1364

تاریخ شهادت: 1396/5/16

محل شهادت:منطقه مرزی جمونه

نحوه شهادت:اصابت گلوله به پهلو

درجه :فرمانده لشکر حیدریون

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۴
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


ایران شهیدمدافع وطن

مشخصات فردی شهید
🕊🕊🕊🌹

نام:#محمد_رضا_بانشی🌷🕊

تاریخ تولد:1352/6/20

تاریخ شهادت: 1372/6/4

محل شهادت:مسیر ارومیه به کردستان

نحوه شهادت:براثر حادثه رانندگی

درجه :سرباز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۹
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


ایران شهید امنیت

مشخصات فردی شهید
🕊🕊🕊🌹

نام:#وحید_شیبانی🌷🕊

تاریخ تولد:نامعلوم

تاریخ شهادت: 1391/12/1

محل شهادت:استان کردستان_جاده قروه

نحوه شهادت:حادثه رانندگی

درجه :پاسدار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۳
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

ایران شهید مدافع حرم

مشخصات فردی شهید

نام:#احسان_فتحی_چم_خانی🌷🕊

تاریخ تولد:1369/2/12

تاریخ شهادت: 1394/9/16

محل شهادت:سوریه

نحوه شهادت:در درگیریبا تکفیری ها

درجه :پاسدار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۶
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام


ایران شهیددفاع مقدس

مشخصات فردی شهید
🕊🕊🕊🌹

نام:#محمود_شهبازی🌷🕊

تاریخ تولد:1337

تاریخ شهادت: 1361/3/2

محل شهادت:خرمشهر

نحوه شهادت:براثر اصابت ترکش خمپاره

درجه :مسئولیت معاونت تیپ 27محمد رسول الله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۰
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام

#بیانیه_مجمع_جهانی_خادمین_شهدا

بسم رب الشهدا و الصدیقین

✨ولَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
«آل عمران أیه ۱۶.

ش
🔴 در تاریخ ملت ها روزهایی پیش می آید که بدون ایثار و فداکاری و دادن قربانیان بسیار ، خطرات برطرف نمی شود و اهداف بزرگ و مقدس محفوظ نمی ماند اینجاست که گروهی مومن و ایثار گر باید به میدان آیند وبا گذشتن از خون خود از آیین  حق و اسلام پاسداری کنند.

دفاع مقدس گستره ای را برای آفریدن عالی ترین و با شکوه ترین صحنه های از خود گذشتگی و ایثار، فرا روی رزمندگان اسلام قرار داد.
در این مقطع شهدا زندگی راحت را رها کرده و خود را در کانون خطر انداخته و سختی های دفاع از اسلام وکشور را به جان خریدند.
نمونه بارز آن #غواصانی که در دل شب به آب زده تا موج خشم دشمن، خواب از چشم هموطنان نرباید.اینان در خطر پذیری از دیگران سبقت جسته در سختی ها و تنگناهای نبرد بر دیگران پیشی گرفتند .
در تلاطم طوفان نبرد نابرابر به دست شیطان صفتان بعثی اسیر و به گواه تاریخ با دست های بسته و لبانی تشنه ، زنده به زیر خاک های گرم فرو رفتند تا غیرت اسلام و مسلمین لکه دار نشود.

 آری شهیدان_گمنام_غواص ، فرزندان روح الله ، با نشانی از زخم سیم های خاردار ، در سال ٩٤ مهمان دل عاشقان در شهر امیراباد از توابع شهرستان نجف اباد اصفهان  شدند تا برکتی باشند بر زندگی مردم شهید پرور این منطقه.



اما گویا تعلقات دنیایی چنان ما و مسئولین را به خود مشغول ساخته که حتی از ساخت یک بارگاه برای این عزیزان جان بر کف عاجز مانده ایم .

تصاویر ارسالی از قبور مطهر این شهیدان گویای مظلومیت و غربت فرزندان روح الله است.
#غربت امام زادگان عشق در زیر بی مهری مسئولین حکومتی این بار زخم بر پیکره ارزش های دفاع مقدس می زنند.

به موجب این بیانیه از نهادهای ذی صلاح خواستاریم تا به سرعت با تکمیل بارگاه به غربت  شهیدان پایان دهند.
که دل عاشقان شهدا از این بی مهری  به درد آمده است .


 مجمع_جهانی_خادمین_شهدا ( افسران آتش به اختیار) آمـادگی خود را جهت هر نوع  همکاری اعلام می نماید.



🇮🇷مجمـع جهـانــی خادمـین شهــدا 🇮🇷
_____________________________


🌎مجمع جهانی خادمین شهدا

✳️جمعیة خدام الشهداء العالمیة

✳️The world assembly of servants of martyrs [shohada]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۳۹
مجمع خادمین و گنجینه شهدای جهان اسلام شهدای جهان اسلام